ب) آیات الولایه15
1-آیه ولایت15
2-آیه اولی الأمر15
3-آیه اکمال16
4-آیه ابلاغ17
گفتار سوم: آشنایی با تفسیر المنار و مولف آن رشید رضا18
الف) تفسیر المنار18
اشتراکات و تفاوت‌های عبده و رشید رضا در تفسیر20
ملاک‌های ضروری در تفسیر، از نگاه المنار21
ویژگی‌های تفسیر المنار23
تفسیر عقلانی دین23
ارزش عقل در تفسیر المنار24
بازتاب روش عقلی در المنار24

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گرایش اجتماعی المنار24
المنار، روایات تفسیری و روش برداشت از قرآن27
شیوه نقل روایات در تفسیر المنار28
کاستی‌های تفسیر المنار28
ب) جایگاه تفسیر المنار نزد اهل سنت و شیعه30
ج) مولف؛ رشید رضا31
فصل دوم: نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیه ولایت34
گفتار اول: نظریه المنار در تفسیر آیه ولایت35
گفتار دوم: شأن نزول آیه38
سبب نزول آیه شریفه و اعتبار اسناد خبری38
روایت یکم) « ابن عباس» و خبر سبب نزول آیه «ولایت»43
روایت دوم) امام باقر و قصه نزول آیه شریفه44
روایت سوم) امام صادق و حکایت نزول آیه ولایت و منکران آن45

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

روایت چهارم) ابن عباس و حکایت نزول آیه به طریق دیگر45
روایت پنجم) عمار بن یاسر و حکایت نزول آیه کریمه46
روایت ششم) امام صادق و بازگویی قصه نزول آیه ولایت46
گفتار سوم: مقایسه نظریه المنار با تفاسیر مهم عامه47
نظریه‌ی اول: دیدگاه طبری47
نظریه‌ی دوم: دیدگاه زمخشری47
نظریه‌ی سوم: دیدگاه فخر رازی47
نظریه‌ی چهارم: دیدگاه شهاب الدین الوسی48
سروده «حسان بن ثابت»49
گفتار چهارم: بررسی نظریه المنار در آیه ولایت با تفاسیر شیعه و روایات51
گفتار پنجم: نقد نظریه‌ی المنار57
اشکال اول: تمسک به قاعده‌ی سیاق در معنایابی واژه‌ی ولی57
اشکال دوم: به کار بردن لفظ جمع و اراده‌ی مفرد60
اشکال سوم: معنای رکوع در آیه خضوع است62
اشکال چهارم: عدم استفاده‌ی علی برای استدلال آیه ولایت به اثبات امامت و ولایت خویش63
فصل سوم: نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیه اولی الأمر65
گفتار اول: نظریه المنار در تفسیر آیه اولی الأمر66
گفتار دوم: شأن نزول آیه68
گفتار سوم: مقایسه نظریه المنار با تفسیر مهم عامه69
آیه اولی الأمر و مفسران اهل سنت69
تبیین دو نظریه مفسرین اهل سنت در مورد مصادیق آیه اولی الأمر69
خاستگاه، تبیین و دلایل دو نظریه70
دیدگاه زمخشری در تفسیر کشاف از آیه اولی الأمر72
گفتار چهارم: بررسی نظریه المنار با تفاسیر شیعه و روایات74
روایات تفسیرگر معنای مصداق لطظ اولی الأمر80
گفتار پنجم: نقد نظریه‌ی المنار86
اشکال اول: اولی الأمر چه کسانی هستند؟86
اشکال دوم: تفسیر اولی الأمر از امام معصوم ناسازگار با سیاق آیه86
اشکال سوم: عدم ذکر اسامی ائمه در قرآن88
فصل چهارم: نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیات ابلاغ و اکمال89
گفتار اول: شأن نزول آیات90
واقعه تاریخی شأن نزول آیات90
شأن نزول آیه از زبان مفسران93
الف: علی بن ابراهیم قمی93
ب: محمد بن حسن طوسی93
ج: ابونصر محمدبن مسعود عیاشی94
د: ابن کثیر دمشقی94
هـ: نظام الدین نیشابوری95
و: واحدی نیشابوری95
ز: ثعلبی96
شأن نزول آیه از زبان محدثان96
1-قصه غدیر از زبان زیدبن ارقم96
2-قصه غدیر به روایت شهربن حوشب97
3-احمد بن یحیی بلاذری و ماجرای غدیر97
4- ابی سعید خدری و گزارش غدیر98
5-شیخ صدوق و بازگویی حدیث غدیر به روایت ابن عباس98
6-نسائی و خبر غدیر خم از سعدبن ابی وقاص99
7- ابن اثیر و گزارش غدیر به روایت زهری99
گفتار دوم: بررسی نظریه المنار در آیات ابلاغ و اکمال با تفاسیر شیعه100
دیدگاه مفسران شیعه در مورد آیه ابلاغ و اکمال101
گفتار سوم: مقایسه نظریه المنار با تفاسیر مهم عامه104
دیدگاه فخررازی105
دیدگاه رشیدرضا106
گفتار چهارم: نظریه المنار در تفسیر آیات ابلاغ و اکمال107
گفتار پنجم: نقد نظریه‌ی المنار110
اشکال اول: تردید در اعتبار اخبار واقعه‌ی غدیر110
اشکال دوم: عدم برداشت معنای اولی از مولی111
اشکال سوم: نفی دلالت آیه‌ی ابلاغ بر امامت با استفاده از قاعده‌ی سیاق114
اشکال چهارم: آغاز بحث امامت بعد از عصر رسالت114
اشکال پنجم: احتجاج نجستن امام علی از آیات ابلاغ و اکمال بر امامت خویش115
نتیجه‌گیری116
فهرست منابع و مآخذ117
مقدمه
ریاست و پیشوایی در معنای گسترده آن یکی از ضرورت‌های زندگی اجتماعی بشر است. از گزارش‌های تاریخی و مطالعه جوامع بشری در گذشته و حال به دست می‌آید که همواره در جوامع گوناگون بشری: بدوی و شهری، کوچک و بزرگ، سنتی و مدرن، ساده و پیچیده، فرد یا افرادی بوده‌اند که با عناوین و به شیوه‌های مختلف نقش امامت و رهبری را ایفا کرده‌اند. این واقعیت تاریخی گواه عینی سخن امام علی است که فرمود: «مردم را از امیری نیکوکار یا تبهکار گریزی نیست»1
امامت و رهبری نه تنها به عنوان یک ضرورت و واقعیت عینی در تاریخ بشر مطرح بوده است، بلکه فیلسوفان و متفکران نیز از دیر زمان به آن توجه نموده و درباره این گونه ها، ویژگی ها، شیوه‌ها و آسیب‌های آن سخن گفته‌اند. تاریخ فلسفه سیاسی بهترین گواه بر این مدعاست.
اگر از منظر دین – به ویژه دین وحیانی – به مسئله امامت بنگریم، تاریخ امامت و رهبری را با تاریخ بشر برابر می‌یابیم، زیرا پیامبری نخستین جلوه امامت و رهبری دینی در حیات بشری است که تاریخ آن همزاد با تاریخ بشر است. در نخستین دوره که زندگی بشر روند ساده‌ای را می‌پیمود پیامبران الهی با بهره گیری از عقل صائب و الهام‌های قدسی در موارد لازم، جامعه بشری را رهبری می‌کردند، و پس از آن که زندگی بشر پیچیده‌تر شد این مهم براساس کتاب و شریعت آسمانی معین انجام گرفت.2
امامت معنای خاصّی نیز دارد و آن عبارت است از رهبری جامعه بشری به عنوان جانشینی پیامبر الهی. از روایات به دست می‌آید که همه پیامبران جانشینانی داشتند که پس از آنان رهبری امت آن پیامبر را بر عهده می‌گرفتند.3 براساس این روایات، علی ابن ابی طالب وصی و جانشین پیامبر اسلام است.
امامت امت اسلامی به عنوان وصایت و جانشینی پیامبر اسلام را می‌توان معنای اَخص امامت نامید. متکلمان اسلامی آن را به رهبری عمومی مردم در امور دنیوی و دینی به عنوان جانشینی پیامبر تعریف کرده‌اند. مذهب اسلامی، به جز گروه‌هایی اندک شمار که دیری هم نپاییده‌اند، امامت به معنای یاد شده را از واجبات اسلامی دانسته‌اند. اگر چه در عقلی یا نقلی بودن آن اختلاف نظر دارند. این مطلب که امامت از واجبات و اصول اعتقادی است یا از واجبات فرعی و فقهی نیز مورد اختلاف است.
در مسأله امامت دو دیدگاه مشخص وجود دارد، دیدگاه اول از جمهور اهل سنت است که معتقدند پیامبر هیچ کس را به عنوان جانشین خود معرفی نکرده است و امت پس از آن حضرت وظیفه داشتند جانشین آن حضرت و پیشوای خویش را برگزینند. دیدگاه دوم از شیعه امامیه است که امامت را براساس نصب و تعیین خداوند می‌دانند و بر این باورند که امامت در راستای نبوت و تعیین امام مانند پیامبر بر عهده خداوند است.
شیعه امامیه برای اثبات دیدگاه خویش دلیل‌های قطعی فراوانی از حکم عقل و کتاب و سنت در اختیار دارد که در منابع کلامی و تفسیری و حدیثی ارائه شده است.
حال، با توجه به مطالب مذکور و دقت در آن‌ها پیامبری که هدف وی تربیت امت است چنانکه قرآن کریم فرموده است: «وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَهَ» و در سفرهای خویش هر چند کوتاه و جزئی از قرار دادن جانشین دریغ نمی کند و هیچ گروهی را که اعزام می‌دارد بدون سرپرست نمی گذارد و از آینده پس از خود آگاه است گواه بر آن، خبرهای غیبی است که محدثان بزرگ شیعه و اهل سنت در منابع حدیثی خویش آورده‌اند و از فتنه‌هایی که پس از وی بر آیین وی هجوم می‌آورد، واقف است چنانکه خود خبر داده است آیا در رابطه با خلافت و جانشینی خود که مهم‌ترین مسأله امت پس از او و هراس انگیزترین موضوع برای او است هیچ طرحی برای خلافت ندارد و هیچ کس را پس از خود تعیین نمی کند و همچنان بی تفاوت از کنار آن می‌گذرد؟!!!
و خدایی که این پیامبر را مبعوث به رسالت فرموده است و او را این چنین می‌ستاید که:
«لَقَدْ جَاءکمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»4 هیچ کس را که نگهبان رسالت و حافظ معارف و مخزن علوم و آگاه از جمیع تعالیم شریعت او باشد به عنوان جانشین قرار نداده است؟!!!
این مسأله‌ای است که عقل سلیم و وجدان بیدار آن را نمی پذیرد و ادّله قاطع از کتاب و سنت برخلاف آن است.
بر این اساس شیعه امامیه عقیده دارد که پیامبر از جانب خداوند متعال امام و خلیفه پس از خود را معین کرده و این مسأله در قرآن کریم و سنت پیامبر تبیین شده است.
در این تحقیق آیاتی چند که مسأله امامت و ویژگی‌های امامان در آن‌ها مطرح است مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
آیات مذکور از این قرار است:
1- آیه ولایت
2- آیه اولی الأمر
3- آیه تبلیغ
4- آیه کمال

فصل اول
کلیات و مفاهیم
گفتار اول: کلیات
الف) تعریف و تبیین موضوع
امامت پژوهی و مبحث ولایت در علم کلام جایگاه ویژه‌ای دارد. که گستره مباحث آن در دو جایگاه امامت عامه و خاصه مورد بررسی قرار می‌گیرد. در امامت عامه مباحثی مانند تعریف امامت، ضرورت وجود رهبر در جامعه، صفات امام، چگونگی نصب امام، اطاعت از امام، جایگاه امام و … که شامل تمام ائمه می‌شود مطرح می‌شوند که این مبحث بین شیعه و سنی نیز مورد اختلاف است. همچنین در امامت خاصه نیز که به مصادیق بر می‌گردد نیز مانند امامت عامه دو دیدگاه مشخص وجود دارد، دیدگاه اول از اهل سنت است که معتقدند پیامبر هیچ کس را به عنوان جانشین خود معرفی نکرده است و امت پس از آن حضرت وظیفه داشتند جانشین آن حضرت و پیشوای خویش را برگزینند. دیدگاه دوم از شیعه امامیه است که امامت را براساس نصب و تعیین خداوند می‌دانند و براین باورند که امامت در راستای نبوت و تعیین امام مانند پیامبر بر عهده خداوند است. شیعه امامیه برای اثبات دیدگاه خویش دلیل‌های قطعی فراوانی از حکم کتاب، سنت و عقل دارد که نوشتار حاضر بررسی موضوع و اثبات امامت و زعامت و رهبری امام علی به وسیله آیات ولایت، اولی الأمر، تبلیغ و اکمال و … است که در تفسیر المنار رشید رضا به شکل دیگری تبیین و برداشت شده است.

در این تحقیق، در پی نظر المنار، دیدگاه چند تن از مفسران مشهور عامه نیز آورده شده است. نه از این منظر که مؤید نظر هم‌مسلک خویش بیان شود، بلکه به این جهت که اظهار و اثبات شود که نظرات عموم مفسران عامه به خصوص در مورد آیات الولایه و ولایت و امامت امیرالمؤمنین و برداشت آنها از آیات، شبیه به هم بوده و پاسخ به یکی از آنها، بقیه را نیز پوشش می‌دهد و پاسخ‌ها بر اساس علم و عقل و منطق استور بوده و با اینکه بر اساس پایه این تحقیق که اثبات عقیده شیعه با استفاده از تفاسیر مهم علمای شیعه است، اما بی گمان در پاسخ و استدلال عقلی و منطقی از زبان هر کس حتی خصم باشد باید پذیرت و لجاجت و تعصب را کنار گذاشت.
از جمله دیدگاه عمومی اهل سنت در مورد خلافت و امامت بر آن است که امام از سه راه برگزیده می‌شود: انتخاب، انتصاب و وصایت. آنان خلافت خلفای چهارگانه را از طریق انتخاب می‌دانند، اما در اینکه چه کسانی حق دارند خلیفه را انتخاب کنند، رأی یکسانی ندارند؛ اعتقاد رایج میان اهل سنت آن بود که کسانی می‌توانند در انتخاب خلیفه شریک و سهیم باشند که صلاحیت نمایندگی از سوی جامعه و امت اسلامی را داشته باشند که اینان را «اهل حل و عقد» می‌نامند، اما باز در همین جهت این پرسش پیش آمد که افراد اهل حل و عقد چه تعداد هستند؟ اهل سنت جواب روشن و مرز تعریف‌شده‌ای از مفهوم و مصداق اهل حل و عقد و مبنای مشروعیت رأی آنان ارائه نمی‌دهند.
باری در نزد عموم اندیشمندان اهل سنت تا پایان قرن چهارم این ابهام و پرسش‌ها در ارتباط با موضوع خلافت و امامت وجود داشت، با این وصف مسئولیت امام را بعد از رسیدن به امامت در موارد ذیل یاد کرده‌اند:5
1. داوری در اختلافات و منازعات
2. هدایت و رهبری در جنگ
3. پاسداری و دفاع از دین
4. حفظ قلمرو جغرافیای اسلام
5. صدور حکم و مجازات خلافکاران
6. جهاد بر ضد کسانی که از قبول اسلام سر باز زده یا از حاکمیت نافرمانی کرده‌اند.
7. سازمنادهی و اداره‌ی مالیات و جمع‌آوری آن
8. پرداخت حقوق و دستمزد اداره‌کنندگان اموال و ثروت‌های عمومی(انفال)
9. نصب و عزل کارگزاران
10. تجهیز سپاهیان در حراست از مرزهای سرزمین‌های اسلامی.
معتقدات عمومی اهل سنت در موارد یاد شده خلاصه نمی‌شود. آنان معتقدند: خدای متعال سه مأموریت و مسئولیت به دوش رسول بزرگوار اسلام قرار داده است:
1. رهبری و سرپرستی اداره‌ی امور زندگی روزمره‌ی جامعه‌ی اسلامی
2. هدایت و رهبری معنوی امت مسلمان
3. تشریع و تبیین و تفصیل قوانین و احکام دینی.
اهل سنت بر این عقیده‌اند که خلیفه و امام در زمان تصدی پست امامت و خلافت، دو وظیفه‌ی نخست را بر دوش دارد، ولی مسئولیت اخیر به جانشین پیامبر داده نشده است. جانشین وی حق ندارد تفسیر جدیدی از دین و مسائل آن ارائه دهد و او تنها می‌تواند عقاید موجود در نزد مسلمانان را پاسداری کند.

ب) پیشینه تحقیق
موضوع تحقیق در مورد مبحث اثبات ولایت و امامت امیرالمؤمنین به طور کلی با توجه به اهمیت موضوع از سال‌های نخستین اسلام مطرح و مورد اختلاف متکلمین شیعه و سنی بوده است. و علمای تشیع برای دفاع از این اعتقاد مهم و اولیه از همان نخستین، کتاب‌ها و پاسخ‌ها و دلائل محکم و متقنی ارائه و تألیف نموده‌اند و از جمله مهم‌ترین دلائل و پاسخ‌ها با استناد به تعدادی از آیات قرآن که به نام آیات الولایه مشهور می‌باشند، ارائه شده است. به طوری که به خصوص در تفاسیر بزرگان از آیات مورد اشاره، به طور قطع و تعیین نتیجه تحقیقشان اثبات شأن نزول آیات در مورد امامت، رهبری و زعامت امیرالمؤمنین می‌باشد و در میان مولفان بزرگان مانند تفسیر المیزان علامه طباطبایی به بعضی نظرات مولف المنار پاسخ داده شده است. اما به شکل مستقل و جداگانه تاکنون نقطه نظرات رشید رضا درباب امامت با استفاده از تفسیر آیات الولایه پرداخته نشده است. حال با توجه به اینکه آقای رشید رضا از علمای عصر اخیر اهل سنت بوده است و علمای تشیع هم زمان و بعد از وی زمانه زیادی نگذشته است. مشخص است که پرداختن به نظرات و نقد تفسیرش نیز تألیفات زیادی وجود ندارد و به طور پراکنده به صورت مقالات و پاسخ‌های متفرقه داده شده است.
ج) اهمیت موضوع
با توجه به جایگاه تفسیر المنار و نوع نظرات با قالب روشنفکری رشید رضا و اقبال عموم عامه و به خصوص جوانان اهل سنت به نوع نگارش که بیشتر از دیدگاه عقلی پرداخته شده است، لازم و ضروری است که به صورت علمی و منظم ابتدا به بررسی نظرات مولف پرداخته و سپس نقد و اثبات اعتقادات شیعه را درباب امامت براساس موضوع تحقیق ارائه نمود. زیرا با توجه به تاکیدی که ظاهر عموم اهل سنت بر قران داشته و آن را ملاک معرفی می‌کنند پس اثبات یکی از مهمترین اعتقادات یعنی بحث ولایت را با استفاده از آیات موضوع تحقیق به عنوان دلائل محکم و متقن لازم و ضروری می‌شمرد. این تحقیق سعی دارد که نظرات مولف المنار را در مورد آیات ولایت، اولی الأمر، اکمال و تبلیغ با تفسیر و دلائل عموماً مورد قبول اهل سنت پاسخ دهد.
د) ضرورت تحقیق
پس از بررسی اهمیت و پیشینه آن چه واضح است این است که مولفین و محققین و مفسرین بسیاری در عالم تشیع به اثبات نظریه نص امامت به صورت کلی و عمومی پرداخته و در تفسیر بزرگان نیز با استفاده از آیات قرآن مسئله اثبات شده است. اما اثبات ولایت و امامت امام علی و نقد نظرات مفسرین بزرگ اهل سنت از جمله رشید رضا کار مشخص و منسجمی مشاهده نشده است و با توجه به نوع نگاه عقل گرایانه‌ای که رشید رضا در مباحث فکری خود داشته، شبهات زیاد و مغرضانه‌ای به امامت و ولایت امیرالمؤمنین وارد نموده است و همواره کوشیده است تا با طرح شبهه در زمینه امامت، بنیادهای تشیع را در اذهان عموم به خصوص روشنفکران و جوانان سست جلوه داده و شیعیان را در باورهای خود به شک و شبهه و تردید وادارند و اذهان پیروان مذاهب اسلامی و دیگر جویندگان حقیقت را به مذهب ناب اهل بیت پیامبر مخدوش سازند. براین اساس کاملا ضروری به نظر می‌رسد که در عرصه اثبات و دفاع از اعتقاد شیعه با تمسک به آیات قرآن و پاسخ گویی به شبهات به شکل علمی و منظم پرداخته شد.
هـ) اهداف تحقیق
ولایت از اساسی‌ترین ارکان دین اسلام می‌باشد که آئین بر آن بنا شده است. در میان مذاهب اسلامی تنها شیعه است که این اصل را از متن اسلام اخذ کرده و با پیروی از جانشینان رسول خدا دین خود را بر پایه صحیح بنیان نهاده است و همچنین با توجه به اعتقادی بودن اصل امامت از دیدگاه شیعه، لازم است تا اثبات مسأله و نشان دادن آن با استفاده از منابع مورد قبول همه مسلمانان که قرآن اصلی‌ترین آنها است پرداخته شود. لذا جهت ادای تکلیف، بیان حقایق و دفاع از مکتب اهل بیت در مسأله امامت خاصه و اثبات افضلیت و امامت و رهبری امیرالمؤمنین با استفاده از آیاتی که تحت نام آیات الولایه می‌باشند مورد نظر است و در این تحقیق خاصه به نظرات یکی از مفسرین اهل سنت به نام رشیدرضا و تفسیر المنار که در بیان شأن نزول و نتیجه تفسیر آیات مرتکب تعصبات و اشتباهات زیادی شده است پرداخته و پس از نقد و بررسی، از نظر علمی و کاربردی، آنها را رفع یا دفع می‌نمائیم و سپس حقانیت شیعه را در مورد اصل اساسی ولایت اثبات نمائیم و به فضل خداوند متعال و با استمداد از روح ملکوتی پیامبر اسلام و ائمه اطهار قدمی هر چند ناچیز در راه ارشاد و هدایت حق‌جویان و طالبان حقیقت و هدایت و اقناع مخالفین و منحرفین از صراط مستقیم بردارد.
و) سؤالات اصلی و فرعی
مشخص است که هر تحقیقی و تألیفی درصدد پاسخ به پرسش‌هایی است. لذا دانستن آن سؤالات پیش از پرداختن به پاسخ آنها به منزله ی نقشه ی راه است و این امر اهمیت فراوانی دارد. بدین جهت مسئله‌ای که در این اثر درصدد آن هستیم در قالب سؤالات زیر پیگیری خواهد شد:
1. سؤال اصلی تحقیق
نظریه صاحب المنار در مورد آیات ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال و نقد آن چیست؟
2. سؤالات فرعی تحقیق
1- نقد و بررسی و پاسخ نظرات رشید رضا در تفسیر المنار در مورد آیه ولایت، براساس تفاسیر شیعی چگونه و نتیجه‌ی آن چیست؟
2- نقد و بررسی و پاسخ نظرات رشید رضا در تفسیر المنار در مورد آیه اولی الأمر، براساس تفاسیر شیعی چگونه و نتیجه‌ی آن چیست؟
3- نقد و بررسی و پاسخ نظرات رشید رضا در تفسیر المنار در مورد آیات ابلاغ و اکمال، براساس تفاسیر شیعی چگونه و نتیجه‌ی آن چیست؟
ز) فرضیه‌های تحقیق
برداشت تفسیری رشیدرضا در المنار درباره‌ی آیات ولایت درست نبوده و قابل دفاع به وسیله‌ی استدلال عقلی و منطقی با استفاده از تفاسیر شیعه و روایات و وقایع تاریخی و بعضاً اهل سنت می‌باشد. اما در این تحقیق صرفاً به نظرات رشید رضا با استفاده از فرضیه‌های اصلی و فرعی زیر پرداخته می‌شود تا نظر شیعه را به اثبات برساند:
1. فرضیه اصلی تحقیق
آیات ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال در تفسیر المنار مانند دیگر تفاسیر عامه دچار انحراف و اشتباه در برداشت شده‌اند.
2. فرضیه‌های فرعی تحقیق
آیات ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال با استفاده از شأن نزول و تفسیر و آیات و روایات و وقایع تاریخی در اثبات ولایت رهبری امیرالمؤمنین می‌باشد.
ح) روش تحقیق
روش تحقیق کتابخانه‌ای می‌باشد و با توجه به اینکه موضوع اعتقادی و بنیادی است و در نظر است تفسیر غلط مفسر عامه را به نقد کشیده و غلط بودن نظراتش را اثبات کرده و به بیان نظر شیعه پرداخته شود. لذا تلاش این نوشتار ابتدا بیان نظرات رشید رضا در مورد تفسیر آیات بوده سپس نظرات وی را با دیگر تفاسیر مهم عامه ارائه و بعد به بررسی و نقد آن‌ها با استفاده از استدلال عقلی و منطقی مورد قبول اهل علم می‌پردازیم که عمده‌ترین موارد به آیات دیگر، روایات و وقایع تاریخی استناد شده است.

گفتار دوم: مفاهیم
الف) امامت
متکلمان در تعریف امامت به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک گروه امامت را تعریف نکرده‌اند، گویی بر این تصور بوده که همه مذاهب اسلامی از امامت تصویر روشنی دارند و مورد قبول همگان می‌باشد. از این رو امامت را بی نیاز از تعریف دانسته‌اند مثل سید مرتضی در کتب الشافی و الذخیره فی علم الکلام و شیخ طوسی در کتاب الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد و عبدالجبار مغزلی در کتاب المغنی و قاضی ابوبکر باقلانی در کتاب التمهید و امام الحرمین جوینی در کتاب الارشاد و عبدالقاهر بغدادی در کتاب اصول الدین.
گروهی دیگر، پیش از بحث درباره وجوب امامت، صفات و مصادیق امامت را تعریف کرده‌اند که دو گونه است: تعاریف عام و تعاریف خاص. تعاریف عام که نبی و نبوت را نیز شامل می‌شود ولی تعاریف خاص فقط جانشینان پیامبر را شامل می‌شود که ابتدا به معنای لغوی امامت و سپس معانی خاص و عام اصطلاحی امامت به اختصار بیان می‌شود.
تعریف لغوی امامت
لغت شناسان سرشناس عرب، معمولا واژه امام را تعریف کرده و به بیان کاربردهای آن نیز پرداخته‌اند. برخی از لغت شناسان دو معنای رهبری عمومی (الرئاسه العامه) و رهبری مسلمانان (رئاسه المسلمین) را برای واژه امامت بیان کرده‌اند.6
همچنین امام از نظر لغت شناسان عرب به طور کلی عبارت است از هر کسی یا هر چیزی که در کارها به او اقتدا می‌شود: «الامام، کل من اقتدی به وقوم فی الامور»7 «الامام کل من ائتم به قوم»8 در کتب لغت برای امام مصادیق و کاربردهایی بیان شده است. به طور نمونه قرآن کریم که مسلمانان به آن اقتدا می‌کنند «القرآن، امام المسلمین»9، پیامبر گرامی اسلام پیشوای امت و نیز امامان است «رسول امام امت و امام الائمه»10 و چندین کاربرد دیگر که ذکر شده است.
از دیگر کاربردهای واژه امام می‌توان به مصادیق گوناگونی که در قرآن به کار رفته است اشاره نمود. که به دو دسته قابل تقسیم هستند: مصادیق بشری و مصادیق غیر بشری.
مصادیق بشری که دو دسته امام حق و باطل تقسیم می‌شوند. امام حق مانند پیامبر الهی در آیه شریفه «و جعلناهم ائتم یهدون بامرنا»11؛ ابراهیم، اسحاق و یعقوب را پیشوایانی قرار دادیم که مردم را به امر ما هدایت می‌کنند، «انی جاعلک للناس اماما»12؛ بندگان شایسته خداوند: «و اجعلنا للمتقین اماما»13 و تعدادی دیگر آیات و امام باطل مانند آیه «فقاتلوا ائمه الکفر»14 «پیشوایان کفر را بکشید»؛ «و جعلناهم ائمه الکفر یدعون الی النار»15 و در یک آیه نیز واژه امام به گونه‌ای به کار رفته است که هم پیشوای بشری و هم غیر بشری را شامل می‌شود. «یوم ندعو کل اناسی بإمامهم»16 روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم .
تعاریف متکلمان اسلامی
همانگونه که بیان شد، شیعه متکلمان اسلامی امامت را با تعابیر مختلفی که به دو دسته کلی تعاریف عام و تعاریف خاص می‌نامیم تعریف کرده‌اند که به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌شود.
تعاریف عام
در عبارات با مضمون عام از امامت که از عده‌ای از متکلمان شیعه و اهل سنت نقل شده است، امامت به صورت رهبری عمومی در امور دینی و دنیوی، برای فردی از افراد بشر تعریف شده است. از آنجا که در این تعریف‌ها از خلافت یا نیابت از پیامبر سخنی به میان نیامده است، نبوت را نیز شامل می‌شود. بدین جهت مورد نقد قرار گرفته است.17 زیرا اگر چه نبوت مشتمل بر امامت است ولی امامت مورد بحث، نبوت را شامل نمی شود. به طور نمونه عبارت‌های ذیل، از تعاریف عام امامت به شمار می‌رود.
1-الامام الذی له الرئاسه العامه فی الدین و الدنیا جمیعا18 امام کسی است که دارای رهبری عمومی دین و دنیاست.
2-الامام انسان له الرئاسه و هی رئاسه عامه فی امور الدین و الدنیا بالاصاله19 ؛ امام انسان دارای رهبری است و آن عبارت است از رهبری بالاصاله و عمومی در امور دین و دنیا.
3- الامامه، رئاسه عامه شخص من الاشخاص بحق الاصاله20 امامت، رهبری عمومی و بالاصاله برای یکی از اشخاص است.
تعاریف خاص
بعضی از این تعاریف، امامت به رهبری در دین تعریف شده است، ولی مقصود این نیست که امام فقط به مسائل عبادی و تبیین احکام دینی می‌پردازد و در امور سیاسی و اجتماعی جامعه دخالت نمی کند، به طور مثال در تعریف سید مرتضی، امامت از مصادیق لطف است و یاد آور شده که هرگاه در جامعه، زمامداری عادل و توانمند وجود داشته باشد، نقش موثری در روی آوردن مردم به فضائل و روی گرداندن از رذائل دارد و این از مصادیق لطف الهی بر بشر است.21 و همچنین از تعریف ایشان به دست می‌آید که امامت، هم جنبه اصالی دارد و هم جنبه نیابی، نسبت به کسانی که در سرای تکلیف و در عصر امام زندگی می‌کنند، اصالی و نسبت به پیامبر که در سرای تکلیف نیست، نیابی است و برداشت‌های مشابهی که از تعاریف دیگر علما استنباط می‌شود که در زیر به نمونه‌هایی از این تعاریف اشاره می‌شود.
1- الامام هو الذی له الرئاسه العامه فی امور الدین و الدنیا نیابه عن النبی22؛ امام کسی است که دارای رهبری عمومی در امور دین و دنیا به صورت نیابت از پیامبر می‌باشد.
2- الامامه رئاسه عامه فی الدین و الدنیا بالاصاله لا بالنیابه عمن هو فی دار التکلیف23؛ امامت، رهبری عمومی در زمینه دین به صورت بالاصاله است، نه به صورت نیابت از کسی که در سرای تکلیف است.
3-الامامه رئاسه عامه فی الدین و الدنیا بالاصاله فی دار التکلیف24؛ امامت، رهبری عمومی و بالاصاله در سرای دنیا در امور دینی و دنیوی است.
4-الامامه خلافه عن صاحب الشرع فی حراسه الدین و سیاسه الدنیا25؛ امامت، جانشین صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیوی مردم است.
نکات تکمیلی و نتایج به دست آمده از معنا و مفهوم امامت
1- از تعریف‌های متکلمان اسلامی اعم از شیعه و سنی به دست می‌آید که امامت از دیدگاه آنان هم امور دنیوی را شامل می‌شود و هم امور دینی را به گونه‌ای که امور معنوی و دینی در حوزه امامت و رهبری اسلامی بوده و بلکه حفظ و اجرای دین و ارزشهای دینی نیز از فلسفه وجودی و اهداف امامت می‌باشد. تفاوت شیعه و سنی در مورد رسالت دینی امامت این است که اهل سنت فقط مسئولیت حفظ دین در مقابل دشمنان و اجرای احکام را به عهده امام دانسته و شیعه علاوه بر این مسئولیت تفسیر و تبین درست کتاب و سنت را نیز از وظایف امام می‌شمرد. بدین جهت، عصمت را نیز از شرایط لازم امامت می‌دانند.
2- خلافت و امامت دو مصداق جداگانه ندارند بلکه دو عنوان منطبق بر یک مصداق می‌باشند. آن کسی که پس از پیامبر رهبری امت اسلامی را بر عهده دارد از این جهت که رهبری او به عنوان جانشین پیامبر است، مصداق خلافت می‌باشد و از این جهت که پیشوای امت اسلامی است، مصداق امامت می‌باشد. از این رو هم در روایات و هم در عبارت‌های متکلمان اسلامی، هر دو مفهوم خلافت و امامت به کار رفته است . پس این اندیشه که امامت و خلافت را دو مقوله جدا از هم و با مصادیق متفاوت می‌داند و امامت را به شیعه و خلافت را به اهل سنت اختصاص می‌دهد از نظر مبانی روایی و کلامی درست نیست.
3- از جنبه مشروعیت امامت نیز اعتقاد متکلمان اسلامی بر آن است که مشروعیت امامت ناشی از خلافت و نیابت از پیامبر است، نه وکالت از جانب مردم این مطلب بر مبنای انتصاب که مورد قبول شیعه است آشکار است و بر مبنای انتخاب نیز چنان که در کلمات متکلمان اهل سنت گذشت، انتخاب و بیعت مردم با امام موضوعیت ندارد و منشأ مشروعیت امام به شمار نمی رود، بلکه به عنوان راهی برای کشف رضایت شارع می‌باشد.
ب) آیات الولایه
در قرآن کریم آیات شریفی تحت عنوان آیات الولایه شناخته می‌شوند که براساس نظرات عامه تعدادی از آنها در باب فضائل امیرالمؤمنین ذکر نموده، اما شیعه اعتقاد دارد که شأن نزول تمامی آنها در بیان افضلیت، امامت، زعامت و رهبری امیرالمؤمنین می‌باشد. در این تحقیق به چهار آیه مشهور به ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال پرداخته و ابتدا در این فصل به معرفی اجمالی آیات می‌پردازیم:
1-آیه ولایت
خداوند متعال در قرآن سوره مبارکه مائده آیه شریفه 55 فرموده است: «انما و لیکم الله و رسوله والذین أمنو الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون» (سرور (و سرپرست) شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسانی که نماز بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.) در آثار عالمان و مفسران شیعه و به دنبال روی از آنان اهل سنت این آیه به نام ولایت شهرت یافته است. این آیه کریم یکی از محوری‌ترین آیات قرآن کریم در ارتباط با امامت و ولایت اهل بیت است که همیشه مورد ترجمه، اسناد و استدلال دانشمندان و مفسران شیعه قرار گرفته است.
2-آیه اولی الأمر
خداوند متعال در قرآن کریم سوره مبارکه نساء آیه شریفه 59 فرموده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاولی الأمر مِنکمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَیرٌ وَأَحْسَنُ عَمَلاً» (ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر خود را (نیز) اطاعت کنید. پس هرگاه در چیزی با یکدیگر به نزاع پرداختید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به کتاب خدا و (سنت) پیامبر بازگردانید. این بهتر و نیک فرجام‌تر است.) مهم‌ترین کانون گفت و گوها و اختلاف دیدگاه‌ها و برداشت‌ها در ارتباط با آیه اولولامر میان مفسران مسلمان به معنایابی از واژه اولی الأمر در آیه به لحاظ مفهومی و مصداقی باز می‌گردد. واژه اولولامر دوبار در قرآن کریم به کار رفته است. اولین بار همین آیه مورد بحث تحقیق یعنی سوره نساء 59 و دومین بار در آیه 83 سوره نساء که در آن آیه نیز خداوند بحث رجوع به پیامبر اولی الأمر، را بیان کرده است. که در جای خود بحث خواهد شد.
3-آیه اکمال
خداوند رحمن در قرآن کریم سوره مبارکه مائده آیه 3 می‌فرماید: «حُرِّمَتْ عَلَیکمُ الْمَیتَهُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَهُ وَالْمَوْقُوذَهُ وَالْمُتَرَدِّیهُ وَالنَّطِیحَهُ وَمَا أَکلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکیتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکمْ فِسْقٌ الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُواْ مِن دِینِکمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» برای شما مؤمنان گوشت مردار و خون و خوک و آن ذبیعه‌ای را که به نام غیر خدا کشتند همه حرام شد و نیز حرام است هر حیوانی که به خفه کردن یا به چوب زدن یا از بلندی افکندن یا به شاخ زدن به هم بمیرند و نیز نیم خورده درندگان جز آن را که قبلا تزکیه کرده باشید حرام است و نیز آن را که برای بتان می‌کشید و آن را که به تیرها قسمت می‌کنید [رسمی بود در جاهلیت که چون در امری مردد می‌شدند به تیری می‌نوشتند (خدا امر کرد) و به تیری دیگر می‌نوشتند (خدا نهی کرد) آن گاه تیرها را در هم ریخته و یکی به قرعه بیرون آورده و مطابق آن رفتار می‌کردند] که این کار فسق است. امروز کافران از اینکه به دین شما دستبرد زنند و اختلالی رسانند طمع بریدند. پس شما از آنان بیمناک نباشید و از من بترسید. امروز (به عقیده امامیه و برخی اهل سنت روز غدیر خم و خلافت حضرت علی مراد است) دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است برایشان برگزیدم. (و تکلیف را آسان گرفتم) پس هرگاه کسی در ایام مجاعت و سختی از روی اضطرار نه به قصد گناه چیزی از آن چه حرام شده مرتکب شود. حق بر او سخت نگیرد که خدا بر خلق بسیار بخشنده و مهربان است.
4-آیه ابلاغ
خداوند حکیم در قرآن کریم سوره مبارکه مائده آیه 67 می‌فرماید: «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» (ای پیامبر آن چه از خدا برتو نازل شد به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و ادا و وظیفه نکرده‌ای و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت بیم مکن و دل قوی دار که خدا گروه کافران را به هیچ راه موفقیتی راهنمایی نخواهد کرد.)
بعضی مفسرین و مورخین متفق‌القولند که سوره مائده آخرین سوره‌ای است که در مدینه بر پیامبر نازل شده است و این آیات نیز آخرین آیاتی است که به پیامبر وحی شده است و روز نزول آیه، این وحی الهی آیه مذکور را آورد و از طرف خداوند آن حضرت را امر کرد که علی را به ولایت و امامت معرفی و منصوب فرماید و آنچه را درباره پیروی از او و طاعت امر او از جانب خدا بر خلق واجب آمده به آنها ابلاغ فرماید.
گفتار سوم: آشنایی با تفسیر المنار و مولف آن رشید رضا

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید