2-4-3. اشکالات شیعه به تفسیر اهل سنت 40
5-3. اعتراف به جایگاه حضرت علی(ع) 41
6-3. اعتراف به فضیلت 43
7-3. اعتراف به دیانت 44
8-3. اعتراف به اعلمیت 45
9-3. اعتراف به محبوبیت حضرت علی(ع) نزد خداوند و پیامبر(ص) 46
10-3. اعتراف به وصایت حضرت علی(ع)48
11-3. دشمنی وهابیت با حضرت علی(ع)53
12-3. نتیجه 57
فصل چهارم: بررسی تفسیری آیه‌ی ولایت 60
1-4. بررسی روایی، محتوایی و شأن نزولی آیه ولایت(55 سوره مائده) 61
2-4. بررسی شأن نزول آیه ولایت 66
3-4. شبهه ابن تیمیه در مورد آیه 55 سوره ی مائده 70
4-4. پاسخ به شبهه ابن تیمیه 72
5-4. بررسی کلمات آیه به صورت مجزا 77
-15-4. إنما 77
2-5-4. ولی 77
3-5-4. زکات 78
4-5-4. رکوع 78
6-4. مفهوم امامت 78
7-4. واژه «امام» در لغت و قرآن 80

8-4. تاریخ شروع بحث امامت 81
9-4. عظمت مقام امامت در قرآن مجید 83
نتیجه 89
فصل پنجم: تفسیر آیه‌ی 33 سوره احزاب در تفسیر سیوطی 90
1-5. تفسیر آیه‌ی 33 سوره احزاب در تفسیر سیوطی 91
2-5. تفسیر جلالین در خصوص آیه(33سوره احزاب) 98
3-5. بررسی مهم‌ترین لغات آیه تطهیر 99
4-5. اراده خداوند 101
5-5. سبب نزول آیه‌ی تطهیر در منابع معتبر اهل سنت 103
6-5. نقد و بررسی 109
7-5. سخن بزرگان تفسیر 122
8-5. احتجاج کنندگان به آیه‌ی تطهیر درباره‌ی فضیلت اهل بیت 124
9-5. منابع پیروان مذهب اهل بیت 124
10-5. بررسی و جمع بندی دیدگاهها 125
11-5. پاسخ به شبهات و سؤالات 126
12-5. خرده گیرى‌ها بر مسأله عصمت 130
نتیجه گیری 133
فهرست منابع و مأخذ 140
چکیده انگلیسی 145

پیشگفتار
یکی از منابع تفسیر قرآن روایات تفسیری است؛ این در حالی است که مفسران مسلمان به روایات تفسیری به یک اندازه توجه نکرده اند. برخی فقط روایات را معتبر می دانند؛ اما گروهی دیگر از منابع علوم ادبی، عقلی و قرآنی بهره برده اند. بعد از رحلت پیامبر در تفسیر قرآن، دوگرایش به وجود آمد. یک گروه در تفسیر قرآن اعلمیت اهل‌بیت (ع) را قبول داشتند و استناد آنان در این باره به سفارش‌های پیامبر می باشد که از جمله ی آنان می توان به احادیث ذیل اشاره کرد: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی و انهما لم یتفرقا حتی یردا علی الحوض».1 یا «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»2. این احادیث نه تنها مورد استناد پیروان مذهب تشیع بلکه نزد علمای اهل سنت نیز از اعتبار زیادی برخوردار است چنانچه یکی از محققان اهل سنت گفته است: «بر اساس این حدیث علی اعلم مردم به تفسیر قرآن است».3 گروهی دیگر، با تبعیت از منع کتابت حدیث تا پایان نیمه اول قرن دوم از کتابت حدیث خوداری کردند.
اقسام روایات تفسیری
با مطالعه بررسی های صورت گرفته توسط علمای برجسته اسلام می توان روایات تفسیری را از حیث محتوی به چند دسته تقسیم نمود که مهم‌ترین آن‌ها عبارت اند از: ((روایات توضیحی، روایات شأن نزول، روایات تنزیل و تأویل، روایات جری و تطبیق))
1) روایات توضیحی: روایاتی که در آن‌ها به شرح واژه یا جمله و مضمون آیه پرداخته می‌شود؛ مثل شرح «رفث»، «فسوق» و «جدال» به جماع، دروغ و سوگند لا و الله و بلی و الله.4 این نوع از روایات به فهم مراد الهی کمک بزرگی کرده اند، چون توضیح واژه‌ها تنها به لغت و عرف متکی نیست، گاهی به روایات تفسیری تکیه دارد. و گاه واژه‌هایی در لغت و عرف، چند معنا دارند و فقط روایات می‌تواند معنای آن‌ها را مشخص کند؛ برای مثال واژه «رفث» در کلام عرب به معنای بدگویی و ناسزاگویی است و مجازاً در معنای همبستری و جماع به کار رفته است.5
2) روایات شأن نزول: روایاتی که رخداد، عمل و یا سؤالی را بیان می‌کنند که به دنبال آن آیه یا آیاتی نازل شده است؛ برای نمونه آیه «إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ» (المائده، 55) را قریب به اتفاق مفسران، در شأن خاتم بخشی حضرت علی در حال رکوع دانسته‌اند.6
‌3) روایات بطن قرآن: در بعضی روایات مصادیقی برای آیات قرآن ذکر شده است که از لحاظ ظاهر لغت و عرف سازگاری با آیات ندارد. از این روایات به «روایات بطن» تعبیر می‌شود. برای مثال تطبیق «شجره ملعونه» بر بنی مروان و بنی‌امیه که آن را بسیاری از اهل سنت برنتافته‌اند، می‌تواند ناشی از همین امر باشد که ظاهر لغت و عرف مساعد با آن نیست. چنانچه آلوسی می گوید: «لعن بنی‌امیه در قرآن آمده است؛ حال یا به طور خاص، آن‌گونه که شیعه اعتقاد دارد یا به طور عام، آن گونه که ما می‌گوییم. آنجا که آمده است: «إِنَّ الَّذینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِـى‌الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً».7 بنی امیه مصداق این آیه‌اند، اگر نگوییم که این آیه خاص بنی‌امیه است.8
4) روایات فقهی: برخی از روایات تفسیری در تفسیر آیات احکام است. تألیفات تفسیری شیعه و سنی تحت عنوان «آیات الاحکام» نشان از نیاز به این روایات است.
5) روایات جری و تطبیق: روایاتی که مضمون کلی آیات را بر مصادیق تطبیق می‌کند و نهایتا همه مصادیق را بیان نمی‌کند؛ بلکه به بیان کامل مصادیق می‌پردازد.9 مثل روایتی که از ابن عباس نقل شده است: «ما انزل الله آیه فـى القرآن یقول فیها یا ایها الذین آمنوا الّا کان علی شریفها و امیرها و لقد عاتب الله اصحاب محمد فی غیر آیه من القرآن و ما ذکر علیاً الّا بخیر»10 و مثل آیه «إِنَّ اْلأَبْرارَ لَفی نَعیمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفی جَحیمٍ»11 که در آن ابرار بر ائمه اهل بیت و فجار بر دشمنانشان تطبیق شده است.12
مکاتب و دیدگاه های گوناگون تفسیر روائی
الف) مکتب روائی محض
در مکتب روایی محض، تفسیر قرآن به غیر روایات ممنوع است(مثل اخباریون افراطی شیعه و بسیاری از نص‌گرایان سنی مذهب). استرآبادی آورده است: ((قرآن در سطح فهم توده‌ی مردم نازل نشده و دور از فهم آنان است. قرآن در سطح فهم‌های اهل ذکر نازل شده است. علم به ناسخ و منسوخ قرآن و فهم این که کدام آیات بر ظاهر خود باقی است و کدامشان باقی بر ظاهرشان نیست، تنها نزد اهل بیت است)).13 بحرانی نیز در مقدمه‌ی تفسیرش نوشته است: «معاصران ما به‌تفاسیری پرداخته‌اند که از ناحیه‌ی پیشوایان معصوم (که عالم به تنزیل و تأویل قرآن هستند) نقل نشده است. واجب آن است که در تفسیر قرآن دست نگاه داریم تا از سوی آنان تفسیر و تأویل بدست آید؛ زیرا پیشوایان معصوم، صاحبان علم تنزیل و تأویل‌اند و آنچه از جانب آنان رسیده جملگی نور و هدایت و آن‌چه از طرف غیر ایشان آمده ظلمت و تاریکی است».14همچنین شیخ حر عاملی نیز استنباط احکام نظری را از ظواهر قرآن منوط به روایات تفسیری می‌دانست.15 و به نظر می‌رسد، نظر غالب اخباریون شیعه بر تفسیر قرآن بر اساس روایات تفسیری است.16
در بین دانشمندان سنی مذهب نیز کسانی در ذیل این مکتب قرار می گیرند. سیوطی نوشته است: «گروهی گفته‌اند هیچکس، هر چند دانشمند، ادیب، سرآمد در شناخت راه‌های استدلال، عالم به فقه، ‌نحو، تاریخ و آثار باشد، مجاز به تفسیر قرآن نیست، مگر آن که تفسیرش بر اساس روایات منقول از پیامبر(ع) باشد».17قرطبی نیز بیان می کند: «بعضی از علما گفته‌اند که تفسیر قرآن بر سماع ‌(روایات پیامبر) متوقف است».18همچنین شاطبی نوشته است: « نسزد که در استنباط از قرآن به خود قرآن بسنده شود و به شرح و بیان قرآن، یعنی سنت مراجعه نشود؛ زیرا هرگاه قرآن کلی و مشتمل بر امور کلی باشد، چاره‌‌ای جز مراجعه به سنت نخواهد بود».19
به طور کلی می توان بیان نمود طرفداران مکتب و دیدگاه روایی محض، تفسیر به رأی را تکیه به ظواهر قرآن، بدون مراجعه به روایات تفسیری می‌دانند.20 این گروه با استدلال بر این آیه که: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِمْ».21 می گویند طبق این آیه تفسیر و تبیین قرآن بر عهده پیامبر است و هیچکس غیر از آن حضرت، حقّ تبیین و تفسیر قرآن را ندارد؛از این رو گفته شده است، پیامبر تفسیر قرآن را به اصحاب خود آموخت و آنان به تابعین تعلیم دادند و بیش از هزاران روایت تفسیری که از سلف صالح یعنی صحابه و تابعین در باب تفسیر قرآن نقل شده است، برای کسانی که جویای تفسیر قرآن‌اند، کفایت می‌کند و لذا عدول از این روش و تفسیر قرآن و تجاوز از آنچه در منقولات صحابه و تابعین آمده است، بدعت است و اگر در مورد آیاتی از قرآن نقلی ازسلف صالح به ما نرسیده باشد، وظیفه ما سکوت و پرهیز از تفسیر است.22
ب) مکتب و دیدگاه روائی تکمیلی
این دیدگاه مراجعه به روایات را در مواردی که دلالت آیات نیاز به تکمیل و تتمیم دارد، لازم می‌داند و تفسیر قرآن را به روایات منحصر نمی‌کند و در تفسیر خود علاوه بر قرآن، از علوم ادبی، اشعار و اصول عقلی نیز استفاده می شود. این دیدگاه نیز در بین شیعه و سنی طرفداران زیادی دارد؛ نظیر: مفسران شیعه غیر اخباری و عموم مفسران اهل سنت به غیر ازاهل حدیث افراطی. ‌قرطبی طرفداران مکتب تفسیر روائی محض را فاسد خوانده است؛ به این دلیل که اگر مرادشان این باشد که هیچکس در تفسیر، ‌جز بر اساس روایات سخن نگوید، در مورد اصحاب چه می‌گویند که نظریات مختلفی در تفسیر آیات ابراز کرده‌اند؟ چنین نیست که اصحاب هر چه گفته‌اند، از پیامبر شنیده باشند. اگر تأویل هم مثل تنزیل باید به مسموعات از پیامبر مقید باشد، چه معنی دارد که پیامبر برای ابن عباس دعا کند: خدایا او را در دین فقیه کن و به او تأویل بیاموز! نیاز به روایات تفسیری برای جلوگیری از خطا در تفسیر است تا مسیر فهم و استنباط هموار گردد.23 سیوطی پس از آوردن نظریه‌ی طرفداران مکتب تفسیری به نقل نظر کسانی پرداخته است که منبع تفسیر را به روایت منحصر نکرده و استمداد از سایر علوم را ضروری دانسته‌اند.24
آسیب‌های روایات تفسیری
در طول تاریخ آسیب هایی بر روایات تفسیری وارد شده است به همین دلیل بهره‌برداری صحیح و دقیق از آن‌ها امکان پذیر نیست. به طور کلی آسیب‌های مترتب بر روایات تفسیری عبارت اند از:
1) عدم کفایت: بررسی ها نشان می دهد روایات تفسیری برای همه آیات قرآن نقل نشده‌اند. برای برخی از آیات روایات زیادی اعم از شأن نزول، شرح واژه‌های آیات، شرح مضمون آیات، جری و تطبیق بر مصادیق و بیان معانی باطنی آیه وجود دارد؛ اما برای آیات زیادی از قرآن حتی یک روایت تفسیری هم نیست. که این برای طرفداران مکتب تفسیر روائی مشکل بزرگی است.
2) خلط و التقات: تحلیل محتوای روایات تفسیری در فرایند تاریخی اجتماعی نشان می دهد اهل‌کتاب تازه مسلمان بسیاری از ‌منقولات دینی خود را به‌ حوزه‌ی روایات اسلامی وارد کردند و آمیختن آن منقولات به ‌روایات‌اسلامی مشخص نمودن صحیح از نادرست را مشکل کرده است.
3) توطئه و دسیسه زنادقه: وارد کردن عمدی مطالب نادرست و ناصحیح به کتاب های روایی توسط غیر مسلمان ها یکی دیگر از آسیب های موجود در روایات تفسیری می باشد. به عنوان مثال داستان غرانیق که در تفاسیر شیعه و سنی نقل شده، از آن جمله است.25 به طوری که، برخی از دانشمندان مسلمان معتقدند که این داستان ساخته‌ی زنادقه است.26 از کسانی که در تدلیس حدیث و اضافه کردن مطالب کفرآمیز و زندقه در بین روایات اسلامی نقش مهمی ایفا کرده اند، عبدالکریم بن ابی العوجاء‌ است. چنانچه، در زمان اعدامش گفت: چهار هزار حدیث بافته و از رهگذر آن، حلال را حرام و حرام را حلال معرفی کرده‌ام.27
4) سرایت اسطوره های غیرواقعی: تأثیر باورهای جاهلی در روایات تفسیری از دیگر آسیب‌های این روایات است. در تفاسیر شیعه و اهل تسنن روایتی از ابن عباس و دیگران به این مضمون نقل شده است که زمین بر روی شاخ گاو و گاو بر روی صخره و تخته سنگ و صخره بر روی آب و… قرار دارد و فراتر از این را فقط خدا می‌داند.28 به نظر می رسد این داستان ریشه در افسانه‌های جاهلی دارد؛ چنان که آورده‌اند: از شخصی حکمت پناه گرفتن و اختفای پیامبر در «غار ثور» به هنگام هجرت پرسیده شد. پاسخ داد: پیامبر همواره فال نیک را دوست داشت و چون گفته شده بود که زمین روی شاخ گاو(ثور) استقرار یافته است، پیامبر مناسب دید، برای اختفاء از دشمن در غار «ثور» استقرار پیدا کند. بر اساس تفأل به استقرار و آرامشی که زمین بر روی شاخ گاو دارد.29
تحقیق حاضر از میان تفاسیر روایی مشهور و معروف، تفسیر الدر المنثور را انتخاب نموده است، چرا که الدر المنثور در زمینه‌ی آشنایی با روایات تفسیری اهل تسنن، به ویژه در مسائل مورد اختلاف بین شیعه و سنی، مرجع بسیار سودمندی است. روش تحقیق مورد استفاده مبتنی بر انتخاب بعضی از آیات ولایت در تفسیر الدر المنثور سیوطی مانند: آیه‌ی ولایت، آیه‌ی اطاعت و آیه‌ی تطهیر؛ و نقد و بررسی تفسیر آن آیات در کتاب الدر المنثور می‌باشد. این تحقیق در پنج فصل تهیه شده است. فصل اول: شامل کلیات، فصل دوم: زندگانی، فصل سوم: بررسی آیه‌ی اطاعت، فصل چهارم: بررسی آیه‌ی ولایت و فصل پنجم: بررسی آیه‌ی تطهیر می‌باشد.
در فصل اول به تعریف مسأله و بیان سؤالهای اصلی تحقیق و اهمیت و جایگاه موضوع تحقیق و اهداف و فرضیات تحقیق نیز پرداخته می شود. و در فصل دوم، زندگانی و عصر علمی مؤلف کتاب الدر المنثور و تفسیر جلالین و همچنین ویژگی‌های دو تفسیر یاد شده مفصلاً شرح داده می شود. در فصل سوم، آیه‌ی شریفه‌ی اطاعت را از حیث روایی، شأن نزول و اصطلاحات مورد بررسی قرار می گیرد. فصل چهارم را به بررسی روایی، شأن نزولی و ملاحظه‌ی تفاسیر دیگر اختصاص داده خواهد شد. و در نهایت در فصل پنجم آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر را با اکثر ملاحظات سندی و روایی و تحلیلی مورد مداقه قرار می گیرد. که انشاءالله آنچه با یک سال زحمت و رنج تهیه گردیده ارزش معنوی داشته باشد، و تلاش ما در این خصوص هر چند ناچیز است، متاعی برای راه طولانی آخرتمان باشد.
فصل اول
کلیات
1-1-تعریف مسأله
بر علمای آگاه پوشیده نیست که یکی از ضروریات علمی مسلمانان که اهمیت ویژه ای دارد، تفسیر قرآن کریم است و عمده منابعی که می توان در تفسیر قرآن کریم از آن کمک گرفت؛ کتابهای روایی بجا مانده از علمای گذشته است. با نگاه خاص به موضوع ولایت و با جستجو در تفاسیر گذشته موضوع آیات ولایت که اهم آنها آیات ولایت که اهم آن‌ها آیه 59 سوره نساء و آیه 55 سوره مائده و آیه 33 سوره احزاب مورد بررسی قرار می گیرد. ذهنیت عمومی در ارتباط با این آیات آن است که اهل سنت دلالت این آیات را بر مسائل و مباحث«ولایت» منکرند و بر این اساس این گونه آیات را تفسیر کرده و می‌کنند و شیعه در مقام بیان دلالت و صراحت و ظهور این آیات بر مسائل و مباحث«ولایت» آنگونه که می‌اندیشند داد سخن داده اند و دست به تأویل گسترده این آیات زده اند! البته این نگرش برآمده از کمی اطلاعات و کاستی تحقیق این است که نگاه بزرگان اهل سنت بخصوص سیوطی صاحب تفسیر معروف الدر المنثور بالمأثور للسیوطی را نسبت به این آیات مورد مداقه قرار دهد و آن‌ها را تحلیل نماید.
2-1-سؤال‌های اصلی
1. مفسران شیعی و سنی در تفسیر این آیات چه وجوه اشتراکی دارند؟
2. مفسران شیعی و سنی در تفسیر این آیات چه وجوه افتراقی دارند؟
3. تفسیر این آیات با توجه به دیدگاه جامع و متحد مفسران شیعی و سنی چگونه خواهد بود؟
4. جایگاه این آیات در سیاق آیات قبل و بعد آن‌ها و تمامی آیات سوره های یاد شده از دیدگاه تناسب آیات و سوره چگونه تبیین می‌گردد؟
3-1-اهمیت و جایگاه موضوع تحقیق
مهم‌ترین موضوعی که مسلمانان درباره‌ی آن با یکدیگر به نزاع برخاسته اند موضوع ولایت و جانشینی بعد از پیامبر است، این نزاع و اختلاف نظر باعث تضعیف اتحاد میان مسلمانان شده و بدعتهای را دین به وجود آورده است. شاید این تصور به ذهن خطور کند که بحث کردن درباره‌ی موضوع ولایت و جانشینی پس از پیامبر اکرم ثمره ای جز دامن زده به اختلافات و افزایش شکاف میان صفوف مسلمانان در بر نخواهد داشت و باید این گونه بحث‌ها کلاً کنار گذاشته شود. اما چنین تصوری صحیح نیست. زیرا اگر بتوانیم از راه منطقی و استدلالی حقیقت را روشن سازیم، نه تنها از تشتت آراء در این باب جلوگیری کرده ایم بلکه گامی در جهت اتحاد میان مسلمانان برداشته ایم. اعتقاد و عدم اعتقاد به موضوع ولایت باعث ایجاد مذاهب و فرقه‌های مختلف شده است. شیعه معتقد است موضوع خلافت و ولایت در قرآن بوسیله آیات خصوصاً آیات مورد بحث و همچنین روایات مطرح شده است. اما اهل سنت معتقدند که پیامبر برای خود جانشینی را تعیین نکرده و انتخاب جانشین را به عهده صحابه گذاره است، تا پس از وی هر کس را که بخواهند تعیین کنند. بنابراین موضوع خلافت و ولایت امری است بسیار حائز اهمیت، و روشن شدن واقعیت در این زمینه بسیاری از اختلافات را برطرف می‌سازد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

4-1-اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق را می‌توان اینگونه خلاصه کرد:
1. ارائه گزارشی جامع از مطالعه تطبیقی تفاسیر شیعی و الدر المنثور در ارتباط با آیات ولایت در قرآن کریم.
2. برداشتن گامی در جهت از میان بردن یا حداقل کم کردن فاصله‌ها و تفرقه‌های ساختگی میان صفوف مسلمین از طریق معرفی و شناسایی وجوه اشتراک و همچنین معرفی و شناسایی وجوه افتراق بی اساس، درباره آیات مورد بحث در تفاسیر شیعی و سنی.
3. ارائه الگویی صحیح برای بررسی اینگونه آیات.
5-1-فرضیات تحقیق
فرضیات تصور شده برای این تحقیق عبارتند از:
فرضیه‌ی اول، مفسران شیعی و سنی در تفسیر آیات ولایت وجوه اشتراک متعددی دارند.
فرضیه‌ی دوم، مفسران شیعی و سنی در تفسیر آیات ولایت وجوه افتراق اندکی دارند.
فرضیه ی سوم، تفسیر آیات مورد بحث با تکیه بر دیدگاه جامع فریقین به گونه ای که قابل قبول تمام مسلمین باشد، شدنی است.
فرضیه ی چهارم، آیات ولایت بیشترین و بهترین مناسبت را با آیات قبل و بعد خود و جو سوره‌ی مائده دارند.
6-1- روش تحقیق
این تحقیق به صورت کتابخانه ای و با استناد به منابع فریقین انجام گرفته است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

7-1-نمونه و روش نمونه گیری
تفاسیر قرآن کریم بر دو گونه اند، تفاسیر مأثور و تفاسیر اجتهادی و هر یک از این دو گونه تفسیر یا مربوط به شیعه است و یا مربوط به اهل سنت. روش نمونه گیری به این صورت بوده است که از میان تفاسیر مهم اجتهادی و مأثور شیعه و اهل سنت تفاسیری انتخاب شده اند و در آن‌ها به مطالعه موضوع مورد نظر پرداخته شده است.
از میان تفاسیر معروف شیعه این تفاسیر برگزیده شده اند:
1. تفسیر روض الجنان و روح الجنان تألیف ابوالفتوح رازی(متوفی بین 510-533 هـ)
2. تفسیر التبیان تألیف ابوجعفر محمد بن حسن طوسی(م 430 هـ)
3. تفسیر نمونه تألیف جمعی از فضلاء زیر نظر ناصر مکارم شیرازی(تألیف 1395- 1410 هـ)
علاوه بر این تفاسیر از تفاسیر مأثور این تفاسیر برگزیده شده اند:
4. تفسیر صافی تألیف ملا محسن محمد بن مرتضی فیض(1070 هـ)
5. تفسیر البرهان تألیف سید هاشم بحرانی(1107هـ)
6. تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبایی.
و چند تفسیر دیگر که در قسمت فهرست منابع نام آن‌ها آمده است.
از میان تفاسیر معروف اهل سنت این تفاسیر انتخاب شده اند:
1. تفسیر الکشاف تألیف جارالله محمود زمشخری(م538 هـ)
2. تفسیرمفاتیح الغیب (تفسیر الکبیر) تألیف محمد بن عمر بن حسین رازی(603هـ)
3. تفسیر البحر المحیط تألیف ابوحیان محمد بن یوسف بن حیان(741هـ)
4. تفسیر روح المعانی تألیف محمود آلوسی(1263هـ)
5. تفسیر المنار تألیف محمد رشید رضا(م1354هـ)
علاوه بر این تفاسیر، از تفاسیر مأثور این تفاسیر برگزیده شده اند:
1. تفسیر جامع البیان تآلیف محمد بن جریر طبری (م 310هـ)
2. تفسیر الدرالمنثور تآلیف.جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(911 هـ)
و چند تفسیر دیگر که در قسمت فهرست منابع نام آن‌ها آمده است.
در انتخاب نمونه‌ها سعی شده است تفاسیری انتخاب شوند که مشهورتر از بقیه تفاسیراند و یا بیشتر از بقیه به بحث درباره موضوع ولایت پردخته اند:
1. اسباب النزول تألیف علی ابن احمد واحدی نیشابوری(468 هـ)
2. لباب النقول فی اسباب النزول تألیف جلال الدین عبدالرحمن سیوطی (991هـ)
3. اسباب النزول تألیف سید محمد باقر حجتی(چاپ اول1365)
علاوه بر تفاسیر و کتابهای اسباب النزول از کتابهای دیگری که درباره ولایت نگارش شده اند نمونه‌های برگزیده شده است که در قسمت فهرست منابع معرفی شده اند.
در خاتمه امیدوارم این کوشش مورد قبول حق قرار گیرد و سعی مشکور بحساب آید. مجدداً لازم می‌دانم از راهنماییهای ارزشمند استادان محترم که زمینه ساز انجام این تحقیق بوده اند، تشکر و قدردانی نمایم و چنانچه اشکالات ونقائصی در بین مطالب این نوشته مشاهده می‌شود عذر خواهی نموده، امیدوارم با انجام مطالعات گسترده‌تر و استفاده از تجربیات بدست آمده از این تحقیق بتوانم کارهای بهتری را ارائه نمایم.
فصل دوم
زندگانی سیوطی
1-2-زندگانی30
سیوطی اول رجب سال 849 هجری قمری در مصر متولد شده است. به جلال الدین فرزند کتاب می گویند زیرا روایت است که والعیدروسی 31 پدر جلال الدین که اهل علم بود از همسر باردارش خواست تا کتابی از بین کتابها برای او بیاورد در این هنگام جلال الدین در بین کتاب‌ها بدنیا آمد. محل زندگی جلال الدین در جزیره «روضه المقیاس»- که در کتاب «بلبل الروضه» آن را مدح کرده است-بود. البته مشخص نیست که تا آخر عمر در همان جا ساکن بوده باشد، یا به جای دیگری نقل مکان کرده است. تنها چیزی که از اطلاعات تاریخی در دست می باشد این است که در منطقه‌ی المنیل شهر قاهره، خیابانی به اسم ((جلال الدین سیوطی)) در نزدیکی الروضه وجود دارد، و چه بسا محل اقامت او در همان مکان باشد.
سیوطی بعد از اینکه برای یادگیری علوم فراوان از دانشمندان شهرش قانع گردید راهی شهرها و کشورهای دیگر شد، و با علمای زیادی دیدار کرد و از آنان بهره جست. سیوطی از جمله دانشمندانی است که برای سفرهای علمی اهمیت ویژه ای قائل بود، از جمله سفرهای علمی که برای تحقیق برای کشف اسرار علوم قرآن داشت، سفر به حجاز، و همچنین سفرهای متعدد درون کشوری بود.
سیوطی (ره) به دلیل ابتلاء به بیماری ورم شدید در سحرگاه شب جمعه نوزدهم جمادی الأول سال 911 هجری در «روضه المقیاس» در حالی که شصت و یک سال و ده ماه و هیجده روز از عمرش را گذرانده بود، چشم از جهان فرو بست. نقل شده است سیوطی در حال احتضار، سوره «یس» را قرائت کرد و مردم زیادی در مسجد جامع اباریقی در روضه پس از نماز جمعه بر او نماز خواندند. چنانچه، شاگردش شاذلی می‌گوید: «به دلیل کثرت جمعیت مردم کسی به تابوت وی نرسید در حوش قوصون در بیرون از باب القرافه به خاک سپرده شد و همین طور در مسجد جامع اموی در دمشق در روز جمعه هشتم رجب سال یازدهم فوق الذکر، به صورت غیابی بر وی نماز خوانده شد».2
2-2-تحصیلات سیوطی32
سیوطی از راویان زیادی حدیث نقل کرده است که مشاهیر آن‌ها عبارت اند از:
1) ابراهیم بن احمد بن یونس الغزی ثم الحلبی، برهان الدین، المعروف بابن الضعیف، المولود سنه 792 هجری؛ 2) إبراهیم بن محمد بن عبدالله بن الدیری الحنفی، برهان الدین(876 هجری)؛ 3) أبوبکر بن صدقه بن علی المناوی، زکی الدین(880 هجری)؛ 4) أبوبکر بن محمد بن شادی الحصنی(الحصکفی) الشافعی، تقی الدین(881 هجری)، حضر عنده دروساً کثیره؛ 5) أحمد بن إبراهیم بن محمد موفق الدین أبوذر، الحلبی(884 هجری)؛ 6) أحمد بن اسماعیل بن إبراهیم المنوفی، شهاب الدین(870 هجری)؛ 7) أحمد بن خلیل بن أحمد البعلی الأصل الدمشقی الصالحی شهاب الدین أبوالعباس، الشهیر بابن اللبودی(896 هجری)؛ 8) احمد بن علی بن محمد، ابن حجر العسقلانی؛ 9) أحمد بن محمد بن احمد العویضی الصالحی الحنبلی، شهاب الدین أبو العباس(870 هجری)؛ 10) إسماعیل بن السباع، مجد الدین، قرأ علیه فی المیقات «رساله المقنطرات» للمزی؛ 11) صالح بن عمر بن رسلان الکنانی البلقینی، علم الدین(868 هجری؛ 12) عبدالقادر بن محمد بن محمد الطوخی، محیی الدین أبو البقاء(880 هجری)؛ 13) عمر بن إبراهیم بن محمد، ابن مفلح الدمشقی الحنبلی، نظام الدین، أبو حفص(872 هجری)؛ 14) قاسم بن قطلوبغا بن عبدالله الحمالی الحنفی، زین الدین، أبوالعدل(879 هجری)؛ 15) محمد بن أحمد بن محمد، جلال الدین المحلی الشافعی(864 هجری)؛ 16) محمد بن سلیمان بن مسعود الرومی البرغمی، محیی الدین، أبو عبدالله، الکافیجی الحنفی(879هـ)؛ 17) محمد بن عبدالواحد بن عبدالحمید السیواسی ثم الا سکندری، المعروف بالکمال ابن الهمام (861 هجری)، و تقدم التعریف به؛ 18) محمد بن جعفر، المعروف بابن قمر الحسنی شمس الدین (876 هجری).
البته سیوطی (ره) فقط از مردان دانشمند روایت نمی‌کرد، بلکه از گروهی از زنان دانشمند نیز روایت کرده است که از آن جمله می توان به افراد زیر اشاره کرد:
1) آسیه دختر جارالله بن صالح طبری مکی، مکّنی به ام محمد (-873 هجری)؛ 2) الف دختر جمال عبدالله بن علی کنانی حنبلی (-879 هجری)؛3) ام هانی دختر ابوالقاسم بن احمد (-879 هجری)؛ 4) امه الخالق دختر عبداللطیف بن صدقه مناوی عقبی (-902 هجری)؛ 5) تقیه مادر ریم بانوی خانواده دختر حافظ تقی الدین محمد بن محمد بن محمد بن فهد (-891 هجری)؛ 6) خدیجه، ملقب به سعیده، دختر عبدالرحمن بن علی هاشمی عقیلی نویری مکی (-870 هجری)؛ 7) زینب دختر احمد بن حمد شویکی مکی، مکنی به ام حبیبه (-886 هجری)؛ 8) ساره دختر محمد بن محمود ربعی بالسی، نوه‌ی شیخ الاسلام ابن الملقن (-869 هجری)؛ 9) مریم دختر علی بن عبدالرحمن هورینی شافعی، مکنی به ام هانی، مادر شیخ علامه سیف الدین حنفی (-871 هجری)؛ 10) نشوان دختر عبدالله بن علی کنانی عسقلانی حنبلی، مکنی به ام عبدالله، و ملقب به سوده (-880 هجری).
3-2-شاگردان سیوطی33
سیوطی همانند سایر علمای اسلام شاگردانی را تربیت کرد، در اینجا به نام مشهورترین آنان اشاره خواهد شد:
1) ابراهیم بن عبدالرحمن بن علی علقمی قاهری شافعی، برادر شیخ شمس الدین محمد، امام علامه(متولد 923 هجری و متوفای سال 994 هجری)؛ 2) احمد بن علی بن زکریا، شهاب الدین جدیدی بدرانی شافعی(متولد 819 هجری و متوفای سال 888 هجری)؛ 3) احمد بن تانی بک، شهاب بن ابو امیر ایاسی حنفی سپس شافعی(متولد سال 863 هجری و متوفای سال 888 هجری)؛ 4) احمد بن محمد بن محمد بن علی بن حجر هیتمی شافعی؛ 5) احمد بن محمد بن محمد بن سراج بخاری الأصل مکی حنفی(متولد سال 883 هجری و متوفای سال 948 هجری)؛ 6) حسن بن علی قمیری شافعی، بدرالدین که در سن قریب به هفتاد در سال 885 هجری درگذشت؛ 7) سلیمان خضیری مصری شافعی، که در حدود سال 961 هجری در حالی که از سن صد و بیست سالگی گذشته وفات کرد؛ 8) عبدالقادر بن محمد شاذلی شافعی مصریِ مؤذن، که در حدود سال 935 هجری فوت کرده است؛ 9) عبدالوهاب بن احمد شعرانی (شعراوی) شافعی، زاهد، فقیه متوفای سال 973 هجری؛ 10) علی بن احمد بن علی قرافی قاهری شافعی، نورالدین، متوفای سال 940 هجری؛ 11) عمر بن احمد بن علی شماع حلبی شافعی، أبوحفص، فقیه محدث صحیح السند، باستانشناس، (متولد سال 880 هجری و متوفای سال 936 هجری)؛ 12) عمر بن قاسم بن محمد انصاری مصری شافعی، ابوحفص سراج الدین، شیخ القراء، متوفای سال 938 هجری؛ 13) قاسم بن عمر زواوی مغربی قیروانی مالکی، شیخ با ایمان، متوفای سال 927 هجری؛ 14) محمد بن احمد بن ایاس حنفی مصری، ابوالبرکات، مورخ بسیار دقیق، متوفی در حدود سال 930 هجری؛ 15) محمد بن سالم طبلاوی شافعی، ناصر الدین، امام علامه، یکی از دانشمندان بی مانند مصر، متوفای سال 966 هجری؛ 16) محمد بن عبدالرحمن بن علی دیبع شیبانی عبدری زبیدی شافعی وجیه الدین، امام حافظ، شیخ الاسلام(متولد سال 866 هجری و متوفای سال 944 هجری)؛ 17) محمد بن علی داودی مصری، شافعی (و گویند مالکی)، علامه محدث حافظ، متوفای سال 945 هجری در قاهره؛ 18) محمد بن علی بن عبدالرحمن، شمس الدین، مشهور به ابن عراق دمشقی، مهمان مدینه منوره، امام علامه، عارف بالله، متوفای سال 933 هجری؛ 19) محمد بن یوسف بن علی شامی، شمس الدین، امام علامه زاهد، متوفای سال 942 هجری.
4-2-سیوطی و اجتهاد34
اجتهاد در فقه اسلامی در آغاز قرن چهارم هجری، بعد از ظهور تقسیمات و نشانه‌های ضعف در پیکر امت اسلامی کاهش یافت و دانشمندان از فزونی گسیختگی و تفرقه بر این امت ترسیدند پس چاره ای نداشتند جز اینکه این باب اجتهاد را ببندند. این حالت قرن‌ها طول کشید تا اینکه سیوطی آمد و نهضت زنده کردنِ اجتهاد در فقه اسلامی را بعد از پنج قرن رهبری کرد. اگر چه، در نوشته‌های «عز بن عبدالسلام» (-660 هجری) و «ابن دقیق العید» (-702هجری) نگرش‌هایی نسبت به این بخش بوده، ولی سیوطی در این باب صاحب نهضت بوده که از دو جهت آن را رهبری کرده است: 1) تألیف کتاب «الرد علی من أخلد إالی الأرض و جهل أن الاجتهاد فی کل عصر فرض»؛ 2) ادعایش به اجتهاد.
سیوطی ادعای اجتهاد مطلق را منتسب کرد، نه اجتهاد مستقل و نه مقید. به همین خاطر این ادعا را در کتابهایش بسیار آورده است و شرایطش را در آن تحقق داده است؛ او می‌گوید: «و آنچه ما به آن ادعا کردیم اجتهاد مطلق است، نه استقلال. بلکه ما تابع امام شافعی (رض) و سالک راهش در اجتهاد هستیم». و همچنین می‌گوید: «و امام اجتهاد، پس به حمد و منت الهی، به مرتبه‌ی اجتهاد مطلق در احکام شرعی و در حدیث نبوی و در عربی رسیدم».
5-2-اجتهاد سیوطی در تفسیر و علوم قرآنی
سیوطی (ره) در تفسیر و علوم قرآنی دستی گشاده داشت. آثار او و آنچه دستش به رشته تحریر در آورده بر این امر دلالت می‌کند و تألیفاتش تا این زمان هم به عنوان مرجع در موضوعات آن‌ها به شمار می‌آیند. به طوری که سیوطی در باب توانایی خود می‌گوید: «به حمد الهی، تبحر در هفت علم: تفسیر و حدیث، فقه، نحو، معانی، بیان، و بدیع بر روش عرب اهل بلاغت نه بر روش متأخرین از عجم و اهل فلسفه، به من داده شد».
6-2-جایگاه علمی سیوطی
هنوز قرن هفتم هجری به نصف نرسیده بود که ملت مسلمان در موجی از ناتوانی و خواری و انحلال افتاد، و حوادث پی در پی بر این ملت وارد شد، بطوری که کیان آن را لرزانده و نزدیک بود که تمدن اصیل و ریشه داری را از جای برآورد. در این دوران خلافت عباسیان در بغداد سقوط کرد و هولاکو خان مغول در آن خطّه خرابیهای فراوان بر جای گذاشت، و پس از آن عراق و فارس زیر نفوذ مغول در آمدند و کار بجایی رسید که یمن به ایالتهای کوچکی تبدیل شده در عدن و زبید و صنعاء کشورهای کوچکی تشکیل گشت و حکومتهای مغرب به دولتهای کوچکی مبدل گردید که با یکدیگر به جنگ و ستیز پرداختند، و در اندلس (اسپانیای فعلی) سایه اسلام رو به کوتاهی نهاد تا اینکه عاقبت به گونه اسفباری از آن دور شد. اما مصر و شام برای حفظ و حمایت کتاب و دین اسلام بپا خاستند و پرچم زعامت و رهبری دینی را برافراشتند، و زمام جنبش علمی و ادبی را بدست گرفتند و یگانه پناهگاه فرزندان زبان عربی گردیدند.
پادشاهان ایّوبی و امرای ممالیک برای استواری سلطنت و تمکین خود، جز این چاره ای ندیدند که دین و اهل دین را تعظیم و تکریم کنند و دست علم را بگیرند و منزلت علماء را بالا ببرند، لذا مدارس و مراکز آموزشی تأسیس کردند و عبادتگاه و خانقاهها برپا داشتند، و اموال و زمینهای بسیاری در اختیار دانشجویان و معرفت طلبان نهادند و کتابخانه‌ها تأسیس نموده، نفیس‌ترین کتابها و نوشته‌ها را در آن‌ها گرد آورند و قاهره، اسکندریه، اسیوط، قرص، دمشق، حلب، حمص از اعیان علمای بزرگ اعم از فقهاء و ادبّاء و مورخین و شعرا و صاحبان معاجم و مؤلفان کتابهای بزرگ و چند جلدی موج می‌زد، از جمله آنها: ابن خلکان، ابن منظور، الصفدی، ابن نباته، نویری، عمری، سخاوی، مقریزی و غیره را می‌توان نام برد که از استوانه‌های علم و اعیان محققین بودند. در این عصر درخشان که به انواع و اقسام فنون و معارف و آداب پر بود، عالم جلیل جلال الدین سیوطی عبدالرحمن ابن الکمال ابی بکر السیوطی پرورش یافت.
7-2-تألیفات
1-7-2-آثار سیوطی در تفسیر قرآن کریم 35
سیوطی (ره) به تفسیر مأثور اهتمام داشت و بیشترین تلاشش را متوجه آن کرد. مگر تفسیر کمی مانند«تفسیر جلالین» و حاشیه ای بر «تفسیر البیضاوی». آثار وی در زمینه تفسیر قرآن کریم نزدیک به سی و پنج تألیف می رسد که می‌توان آن‌ها را به شرح ذیل تقسیم کرد:

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید