1-9-1 بعضی از خیانت‌ها پایان کم آسیب‌تری را داشته و پس از مدتی پایان یافته و همسر، خانواده و سایرین از آن آگاه‌ نمی‌شوند:31
1-9-2 موارد قابل توجهی از خیانت‌ها، سرانجام مشکل‌آفرینی را داشته و درنهایت همسر از آن آگاه شده و درگیریی‌های بسیاری را به همراه دارد:32
1-9-3 بعضی از خیانت‌ها سرانجام ناگواری را داشته و در نهایت به زندان، بیمارستان و در مواردی نیز به قبرستان ختم می‌‌شود:33
1-9-4 بعضی از خیانت‌ها سرانجام به طلاق ختم می‌شود:34
1-10 موضع اسلام، مسیحیت و یهودیت در قبال خیانت:36
فصل دوم40
احکام و آثار مترتب بر خیانت همسران از دیدگاه فقهی40
مقدمه:41
2-1 آثار و احکام خیانت زوجه:41
2-1-1 تداوم یا عدم تداوم زوجیت:41
2-1-2 وضعیت مهریه:46
2-1-3 وضعیت نفقه:47
2-1-4 وضعیت فرزندان:53
2-1-5 لعان:53
2-1-6 مجازات زوجه زناکار در صورت اثبات:55
2-1-7 وضعیت حضانت فرزندان:55
2-1-8 وضعیت عده:56
2-1-9 وضعیت اموال مشترک زوجین پس از طلاق بر فرض قبولی شرط تنصیف:57
2-1-10 قتل در فراش:58
2-2 آثار خیانت زوج:58
2-2-1 سقوط یا عدم سقوط حق تمکین زوج:59
2-2-2 مجازات شوهر زناکار در صورت اثبات:60
2-2-3 حق مطالبه طلاق از سوی زوجه:60
2-2-4 وضعیت حضانت فرزندان:62
2-2-5 وضعیت اموال مشترک پس از جدایی:62
نتایج64
فهرست منابع:66
الف) منابع عربی66
ب) منابع فارسی67
ج) نرم افزار68
د) قوانین68
مقدمه:
خیانت معانی متفاوتی دارد، در قانون، خیانت دلالت بر جرم‌هایی دارد که بر علیه حاکمیت یا ملتی رخ می‌دهد. و به کسی که عمل خیانت از وی سرزده، خائن اتلاق می‌گردد. تعریفی دیگر از خیانت عبارت است از سوء استفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد. که منظور ما در این پایان‌نامه خیانت همسران به یکدیگر است. خیانت همسران برقراری هرگونه ارتباط جنسی با فردی غیر از همسر شرعی و قانونی است که مشکل فرینی ها و آسیب های خاص خود را در میان اعضای خانواده و افراد وابسته و سایرین به وجود می آفیآآفرینی‌ها و آسیب‌های خاص خود را در میان اعضای خانواده و افراد وابسته و سایرین به وجود می‌‌آمد و اغلب زوج‌ها مصونیت چندانی در برابر آسیب و یا اختلال ندارند. به عبارت دیگر همسران در این مورد آگاهی‌های لازم را ندارند و نمی‌دانند، ماهیت این آسیب چیست؟ چگونه تشکیل می‌‌گردد و عوامل زمینه ساز و آشکارساز آن کدام هستند و چگونه می‌‌توان از آن پیشگیری و در صورت روی دادن چنین مواردی چه اقدام‌هایی لازم و بهتر است انجام گیرد؟
انگیزه اصلی برای نوشتن این پایان نامه میزان افزایش خیانت همسران در جامعه کنونی است در حال حاضر نیز همسرانی به خیانت به همسر مبتلا و افرادی نیز از چنین امری با وجود تمام تلاش‌ها و مخفی کارهایی که انجام می‌‌شود متوجه می‌‌گردند و مرافعه‌ها، کشمکش‌ها و درگیرهایی پس از کشف صورت می‌‌گیرد، که پیامد آن مشکل آفرین‌هایی را نیز برای فرزندان به همراه خواهد داشت. اگر چه خیانت در ماهیت یکسان است، اما هر همسری واکنش خاص و متفاوتی در ارتباط با این امر از خود نشان می‌‌دهد.
الف) بیان مسئله:
در نظام ارزش اسلام به تشکیل خانواده و تحکیم آن توجه جدی شده و در مرحله بالاتر بر ضرورت تعالی خانواده تأکید شده است. دسترسی به رشد و تعالی خانواده از سویی در گرو انجام وظایف هریک از اعضا و از سویی دیگر مبتنی بر توجه به فضایل و کرامات اخلاقی و معنوی در خانواده است. که افراد را در جهت گام نهادن در مسیر الهی و دستیابی به حیات طیبه مهیا می‌سازد. در چنین حالتی روابط خانوادگی بر پایه حقوق، اخلاق و فضایل اسلامی استوار می‌شود. و خانواده به کانون اصلی رشد و تعالی اصلی مبدل می‌گردد.
یکی از وظایف و تعهدات زن و شوهر نسبت به یکدیگر وفاداری و عدم خیانت در زندگی مشترک است . در آیات و روایات بر این نکته تاکید بسیاری شده است.
اما اگر یکی از طرفین این تعهد را زیر پا گذاشت و نسبت به دیگری در روابط زناشویی خیانت کرد، طرف مقابل چه عکس العملی از نظر شرع و قانون می‌‌تواند داشته باشد؟
مثلا اگر زوجه خیانت کرد آیا می‌‌توان او را از مهریه یا نفقه یا حق قسم و … محروم کرد؟
آیا به خاطر زنای زوجه، رابطه زناشویی با او بر مرد حرام نمی‌شود؟
و به طور کلی این عمل دارای چه پیامدهایی ممکن است باشد.
همچنین اگر زوج خیانت کرد، زن چه عکس‌العمل قانونی می‌‌تواند داشته باشد. ایا زن می‌‌تواند از تمکین خودداری کند؟
آیا همچنان اطاعت از شوهر بر او واجب است؟
آیا می‌‌تواند به سبب این کار دادخواست طلاق ارئه دهد؟ و مسائل بسیاری که در این زمینه وجود دارد و در این پایان نامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
ب) سؤالات تحقیق:
1- به واسطه خیانت، زوج یا زوجه از چه حقوقی محروم می‌شوند؟
2- موضع شرع و قانون نسبت به کدامیک از زوج و زوجه خیانتکار سخت‌گیرانه‌تر است؟
ج) فرضیه ها:
مرد یا زن نمی‌تواند به جهت خیانت همسرش او را از هیچ یک از حقوق خود محروم نماید.
موضع قانونگذار شرعی و عرفی نسبت به خیانت زوجه از خیانت زوج بسیار شدیدتر است.
د) ضرورت انجام تحقیق:
موضوع خیانت از گذشته‌های دور در جوامع وجود داشته و همواره یک امر مذموم و ناپسند به شمار می‌آمده اما متاسفانه در عصر جدید همه‌ی آمارها و مشاهدات حاکی از آن است که به دلایل گوناگونی این آسیب در همه‌ی کشورها و کشور ما گسترش پیدا کرده است. از این جهت ضرورت دارد این موضوع از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

هـ) پیشینه تحقیق:
در ارتباط با موضوع خیانت از منظر روانشناسی کتاب‌هایی نگاشته شده است.
از جمله: بی وفایی همسران نویسندگان دکتر جعفر بوالهری و دکتر حسین خدمتگزار، همسران و بی‌وفایی خیانت نویسنده سعید کاوه.
در کتاب‌های فقهی و حقوقی برخی از احکام و عوارض موضوع خیانت مورد بررسی قرار گرفته است اما تاکنون به صورت مستقل این موضوع مورد بررسی قرار نگرفته و کتاب یا مقاله و یا پایان‌نامه‌ای در این رابطه نگاشته نشده است. از این رو سعی شده است به صورت تخصصی‌تر در بعد فقهی مسائل مورد بحث قرار گیرد.
و) اهداف تحقیق:
1- شناخت حقوق و تکالیف دائمی زوجین
2- تبیین راهکارهای قانونی و شرعی موجود در مورد وضعیت خیانت همسران
ز) روش تحقیق:
در این تحقیق از روش کتابخانه ای جهت گردآوری مطالب استفاده شده و با مراجعه به منابع موجود و نرم افزارهای الکترونیکی، از جمله نرم افزار جامع فقه اهل البیت علیهم السلام 2 و مطالعه آنها مطالب مربوط به موضوع تحقیق را جمع آوری نموده و سپس با تحلیل آنها در صدد پاسخگویی به سوالات مطرح شده پرداخته شد..
ح) ساختار تحقیق:
این پایان نامه در دو فصل نگاشته شده است. در فصل اول موضوع خیانت از منظر روان شناسی مورد مداقه قرار گرفته و ابتدا پیرامون معنای خیانت و انگیزه‌های هریک از زن و مرد از خیانت کردن صحبت شده است. و در فصل دوم آثار و احکام فقهی و حقوقی مرتبط با خیانت مورد بررسی قرار گرفته است.

1-1خیانت در لغت و اصطلاح:
خیانت واژه‌ای عربی است و در کتابهای لغت عرب آمده است. در تعریف خیانت گفته شده «مخالفه الحق بنقض العهد فی السّبه» خیانت آن است که در جهت مخالفت با حقی به طور پنهانی عهدی و پیمانی را نقض کنند.1
خیانت آن است که برخلاف مصلحت دیگری کاری را به طور پنهانی انجام دادن
مصداق بارز خیانت برقراری ارتباط جنسی با جنس مخالف به طور نامشروع است. مؤید این موضوع تبادر این معنا در اذهان عرف است. اما سوال بسیار مهمی که دراینجا مطرح است این است که آیا ازدواج مجدد هم نوعی خیانت به حساب می‌آید و به عبارت دیگر مردی که با استفاده از مجوز شارع برای ازدواج مجدد اقدام به این عمل مشروع کرده آیا به همسر خود خیانت کرده و در نتیجه در دایره موضوع مورد بحث در این پایان‌نامه می‌گنجد و یا چون عمل او مشروع بوده مرتکب خیانتی نشده و در نتیجه از محل بحث خارج است. آنچه به نظر می‌رسد این است که در اینجا باید میان مواردی که ازدواج مجدد به صورت قانونی انجام می‌گیرد در مواردی که به صورت غیرقانونی انجام می‌گیرد تفصیل قائل شد یعنی در مورادی که ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول صورت می‌گیرد و زوج بدون دلیل موجه همچون عدم تمکین زوجه و … دست به این اقدام می‌زند خیانت به شمار می‌آید و دلیل بر این مسئله نیز تشخیص عرف است. که به نوعی در قوانین ایران همچون قانون مدنی و قانون حمایت خانواده راه یافته است. و از سوی همگان مورد مذمت قرار می‌گیرد. و دلیل دیگری که در این زمینه می تواند در این زمینه بیان کرد این است که ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول به نوعی نقض عهد می‌باشد و در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: «غایَهُ الخِیانَهِ خِیانَهُ الخِلِّ الوَدودِ، و نَقْضُ الْعُهُودِ» «اوج خیانت، خیانت کردن به دوست صمیمی و شکستن عهد و پیمان است».2
و مؤید این نکته فتوای برخی از فقها همچون مرحوم سید محسن حکیم و سید محمد بجنوردی است که ازدواجی که زوج از شرط ازدواج اول مبنی بر عدم ازدواج مجدد تخلف کرده را حتی باطل نیز دانسته‌اند. بنابراین منظور از خیانت در این نوشتار برقراری هرگونه ارتباط جنسی با فردی غیر از همسر شرعی، قانونی است.
1-2 شاخصه‌های خیانت:
1-2-1 خیانت مخفیانه و بدون اطلاع همسر انجام می‌‌شود:
ویژگی بارز خیانت به همسر، مخفیانه بودن آن است و بی‌اطلاعی همسر، عامل مهم‌ ایجاد و هیجان در این زمینه است با وجود این، آشکار شدن این رابطه پنهانی از لذت آن می‌‌کاهد.
1-2-2 بدون توسل به دروغ، خیانت امکان پذیر نیست:
خیانت به همسر امری نیست که با یکی دوبار انجام شدن نیاز شخص را برآورده نموده و دیگر احتیاجی به آن نباشد و سپس فرد اقدام کننده آن را برای همیشه ترک کند. بلکه این امور و تجربه هیجان‌های مرتبط با آن شخص را به نوعی درگیر می‌‌نماید و پس از هر اقدامی نیاز به انجام محدود آن را پس از مدتی دوباره احساس خواهد کرد. به نحوی که شخص در یک دور تکرار می‌‌افتد و با گذشت زمان فاصله اقدام به تدریج کم می‌‌شود. او برای انجام‌ این امور نیاز دارد تا خارج از امور عادی و متداول زندگی روزمره خودش خیانتش را به اجرا درآورد. به همین جهت سعی به موقعیت سازی و ایجاد فرصت می‌‌نماید. چنین امری به سادگی امکان‌پذیر نیست و در نهایت فرد اقدام کننده به خیانت، از دروغ به فراوانی استفاده خواهد نمود. پس دروغ‌ها در مراحل پیشرفته به قدری زیاد می‌‌شود که فرد دروغ‌گو قادر نیست که کنترل معقولی روی ضد و نقیض و خارج از منطق شدن گفته‌هایش داشته باشد، از این رو همسر و خانواده به نحوی آشکار متوجه دروغ‌های همسر خیانت کننده می‌‌شوند.3
1-3 دلایل و زمینه‌های پیدایش خیانت:
زنان و مردان در روابط خارج از زناشویی به دنبال مسائل متفاوتی هستند. تحقیقاتی که توسط شرلی گلاس و توماس رایت (1995) انجام شد نشان داد که چرا زنان و مردان به گونه ای متفاوت روابطی خارج از روابط زناشویی برقرار می‌‌کنند آنها دریافتند که زنان عشق و دوست داشتن را با روابط جنسی مرتبط می‌‌دانند، درحالی‌که مردان روابط خارج از زناشویی را در بیشتر موارد صرفاً با هدف رابطه جنسی ایجاد می‌‌کنند. در میان مردان، رابطه جنسی همسرشان در خیانت بسیار مهم‌تر تلقی می‌‌شود و برایشان دردناک‌تر است اما در زنان، خیانت عاطفی هم آسیب شدیدی به رابطه زناشویی آن‌ها وارد می‌‌کند و هم برایشان گذشت ناپذیر است. بنابراین، خیانت به همسر، در میان مردان بیش از زنان است و آنها در مقایسه با زنان در ارتکاب آن کمتر دچار احساس گناه می‌‌شوند. از سوی دیگر مردان بیشتر درگیر خیانت جنسی می‌‌شوند و نیز زودتر به خیانت کشیده می‌‌شوند و درنتیجه شریک‌های متنوعی را تجربه می‌‌کنند. در مقابل، زنان بیشتر به سمت خیانت عاطفی بدون برقراری روابط جنسی متمایل می‌‌شوند جالب است که وقتی زنان به خیانت همسر خود پی می‌‌برند فکر می‌‌کنند که همسرشان آنها را دوست نداشته، و رابطه عاطفی با زن دیگر برقرار کرده ولی مردانی که به خیانت همسرشان پی می‌‌برند، فکر می‌‌کنند که محال است رابطه جنسی در کار نبوده باشد.
1-3-1 دلایل و انگیزه‌های مردان:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-3-1-1 دل زدگی و ملال در زندگی زناشویی:
1- توقعات غیرمنطقی و غیرواقع‌بینانه
گاهی توقعات ما آنقدر بالا و غیرواقع‌بینانه است که ازدواج با هر فرد دیگری هم نمی‌تواند آن توقع‌ها را برآورده کند. مثلاً زنی که توقع دارد شوهرش که از صفر زندگی را با او شروع کرده، باید یکساله، هم خانه و هم ماشین بخرد، معلوم است با دیدن واقعیت، دل‌زده می‌شود.
2- گذشتن از فاز هیجانی اول ازدواج
وقتی زن و شوهر از فاز هیجانی و عاطفی اول ازدواج بیرون می‌آیند، هر حادثه کوچکی را بهانه می‌کنند تا به همسرشان یک برچسب منفی بزنند. در این مواقع، سکوت مردها نشانه بی‌احساسیشان تلقی می‌شود و یک بار محبت نکردن زن‌ها، نشانه نامهربانیشان.
3- نگفتن احساسات به یکدیگر
اگر همسران احساسات و نیازهای خود را مطرح نکنند یا در رابطه با همدیگر پی به نیازهای یکدیگر نبرند و به راه حل مثبتی برای برآورده کردن نیازهایشان نرسند، خطر دل‌زدگی، دو چندان می‌شود.
1-3-1-2 ناهماهنگی و ناسازگاری فعالیت جنسی در رابطه زناشویی:
به عقیده بسیاری از کارشناسان ، مشکلات جنسی بخش تاریک زندگی زناشویی است. متاسفانه شرم و حیایی که برخاسته از فرهنگ ماست و نداشتن آگاهی همسران از الگوهای ارتباطی مناسب موجب شده است تا بسیاری از زوج ها از مشکلات جنسی رنج ببرند. پیامد رسیدگی نکردن به این موضوع هم سردی روابط، نداشتن رغبت به ادامه زندگی، بحث و مشاجره بی پایان، تنش و اضطراب، هتک حرمت و در نهایت طلاق است.
به گفته متخصصان، زن و شوهر برای ادامه زندگی مشترک افزون بر تفاهم، تناسب و هم شأنی در مسائل فکری، دینی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی باید به نیازهای جنسی یکدیگر هم توجه کنند. در واقع اگر زن و شوهر نتوانند روابط مطلوبی داشته باشند قادر به کنترل تنش های زندگی و صاعقه های جنسی نبوده و بدون شک این مشکل به یک بحران تبدیل خواهد شد. براساس آمارهای به دست آمده ۵۰ تا۸۰ درصد طلاق ها در اثر نارضایتی جنسی در دو تا پنج سال اولیه زندگی مشترک صورت می گیرد.
1-3-1-3 تنوع طلبی:
نتایج پژوهش ها نشان داده است مردان بیش از زنان تنوع طلب و به برقراری رابطه جنسی گرایش دارند و مهم ترین عامل در گرایش آنان هیجانات جنسی خاموش نشده است. موارد دیگر کمبودهای روانی، ناتوانی در حل تعارضات زناشویی، ماجراجویی، کنجکاوی در رسیدن به نادیده ها و ناشناخته ها، میل به تجربه رابطه با افراد متعدد و انحرافات جنسی عنوان شده است.
1-3-2 دلایل و انگیزه‌های زنان:
1-3-2-1 فقدان توجه در زندگی زناشویی:
در حقیقت یکی از عواملی که زنان را به دام خیانت و برقراری روابط موازی می‌کشاند، برآورده نشدن نیازهای عاطفی و درونی‌شان است. نیازهایی که یا به دلیل ناتوانی مرد در ابراز محبت باطنی‌اش بی‌پاسخ ‌مانده، یا آن‌قدر دست بالا را گرفته که هیچ‌کس نمی‌تواند برآورده‌اش کند. اما اقدام زن به خیانت زناشویی و عطش او برای دوست‌داشته شدن و مورد توجه بودن، همیشه نتیجه‌ی ناتوانی مرد رابطه در ابراز محبت و بیان احساسش نیست. این مسئله گاهی از عطش سیراب نشدنی زنِ رابطه به توجه و عشق نیز سرچشمه می‌گیرد. عطشی که در عقده‌های کودکی و کمبودهای عاطفی نخستین سال‌های زندگی‌اش ریشه دارد. در حقیقت فقدان امنیت عاطفی و بی‌بهره ماندن از تجربیاتی که احساس واقعی دوست داشته شدن و مورد توجه بودن را برای همیشه در او تثبیت کند، وی را به جستجویی بی‌پایان برای یافتن منابع جایگزینِ عشق و توجه وامی‌دارد.
1-3-2-2 رضایت عاطفی4
زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین قرار گیرند. کارشناسان خانواده در این زمینه می گویند: «خیانت معمولا زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آنطور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولا زنان به سمت مردان دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند. زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند. این یک باور جدی است».
1-4 زمینه های پیدایش خیانت:
1-4-1 نارضایتی از زندگی زناشویی:
افرادی که از زندگی زناشویی خود خشنود نیستند چهار بار بیشتر از سایر افراد مرتکب خیانت می‌‌شوند. اشخاص ناخشنود تنها بعد از اینکه به طلاق فکر می‌‌کنند و یا در آن مورد صحبت می‌‌کنند، مرتکب خیانت می‌‌شوند.
1-4-2 طلاق :
در مقایسه با افرادی که هرگز طلاق نگرفته اند افرادی که قبلا طلاق گرفته‌اند بیشتر احتمال دارد که مرتکب خیانت شوند.
1-4-3 پایین بودن سن ازدواج:
افرادی که در سن پایین ازدواج کرده‌اند احتمال بیشتری دارد که مرتکب خیانت شوند. در واقع افرادی که در سن 16 سالگی ازدواج کرده‌اند چهار بار بیشتر از افرادی که در سن 23 سالگی ازدواج کرده‌اند. در معرض ارتکاب به خیانت قرار دارند.
1-4-4 وضعیت شغلی:
افرادی که خارج از منزل مشغول به کار هستند احتمال بیشتری دارد که مرتکب خیانت شوند.
1-4-5 درآمد:
افراد دارای درآمد بالا نسبت به افرادی که درآمد پایین دارند احتمال بیشتری دارد که به همسر خود خیانت کنند.
1-4-6 تحصیلات:
افراد دارای تحصیلات بالا نیز بیشتر از سایر افراد در معرض خیانت قرار دارند.
1-4-7 فقدان عقاید مذهبی:
کسانی که هرگز در مراکز مذهبی و مساجد شرکت نمی کنند، 5/2 بار بیشتر از آنهایی که شرکت می‌‌کنند در معرض ارتکاب به خیانت قرار دارند.5 تعهد به خانواده اغلب با عامل تعهد دینی ملازمه دارد و دینداری از عوامل مؤثر در استحکام خانواده به شمار می‌رود. پژوهش‌های بسیاری تأثیر دینداری را بر سلامت روابط اعضای خانواده و استحکام آن اثبات کرده‌اند. پرهیز از محرمات الهی از جهات گوناگون به استحکام خانواده می‌انجامد. چرا که دین به خوش رفتاری با همسر سفارش کرده، ظلم به همسر و فرزند را گناهی بزرگ معرفی کرده، از نگاه آلوده و شهوت آمیز به نامحرم بر حذر داشته و بر رعایت حجاب در مقابل نامحرم تأکید ورزیده است. همچنین دین بر رعایت فضائل اخلاقی مانند صداقت و وفاداری، احترام، محبت، صبر و گذشت تأکید کرده است که این امور از عوامل بسیار تأثیر گذار در استحکام روابط اعضای خانواده است.
1-4-8 ویژگی های روانی و شخصیتی
تعارضات حل نشده، عزت نفس پایین، عوامل روانی و شخصیتی ، فردی، فرهنگی ، محیطی و اجتماعی همگی در پیدایش خیانت نقش دارند6.
خیانت هم از سوی درمانگران و هم از سوی مردم عادی اغلب به عوامل روانی و شخصیتی نسبت داده می‌‌شود از نظر علمی نیز نشان داده شده که ویژگی‌های شخصیتی با کشیده شدن افراد به خیانت مرتبط است. روابط خارج از ازدواج به خود شیفتگی افراد اعتماد به نفس شکننده، نیاز برای حفظ عزت نفس و اختلالات روانی نسبت داده شده است. یکی از قویترین عوامل پیش بینی کننده خیانت خود شیفتگی شخصیتی است. زنانی که خود شیفتگی زیادی دارند پیش بینی می‌‌شود که ممکن است به دنبال جلب توجه باشند قرار ملاقات بگذارند، شب در جایی بمانند. و همه این‌ها موجب شود که روابط عاطفی خارج از ازدواج و یا روابط جنسی خارج از ازدواج داشته باشند. جالب اینکه دیده شده شوهران زنانی که خودشیفتگی بالایی دارند نیز ممکن است در فعالیت‌های خارج از ازدواج درگیر شوند، با این حال علاوه بر خودشیفتگی، دوعامل قوی پیش بینی کننده خیانت، احساس مسئولیت پایین و روان پریشی (اختلال شدید روانی) هستند که عنصر مشترک آنها ناتوانی در خویشتن دارای و به تأخیر انداختن لذت است. ناتوانی یک ویژگی شخصیتی است که باعث می‌‌شود فرد در مواجهه با رویدادها به سرعت تعادل خود را از دست داده و از خود بی خود شود. و بدون تفکر واکنش نشان دهد و ممکن است شخص را به حوزه خیانت جنسی سوق دهد. افراد ناتوان به احتمال زیاد در فرصت‌های عاطفی و جنسی پیش آمده قدرت کنترل نداشته به سرعت وارد عمل می‌‌شوند در حالی که سایر افراد خویشتن داری نشان می‌‌دهند ممکن است این افراد میل جنسی بالایی داشته باشند و بیشتر در جستجوی فرصت‌های جنسی باشند. احتمال دیگر این است که افراد ناتوان نسبت به افراد دیگر اغواگری جنسی دارند و جذابیت‌ها و زیبایی‌ها را اغلب جنسی می‌‌بینند. افرادی که رفتار خود را تحت کنترل محیط می‌‌دانند یا به عبارتی کنترل بیرونی دارند معتقدند که تلاش برای تغییر رفتار بی‌حاصل است. این‌ها عقیده دارند که سایرین مقصرند و دیگران هستند که رویدادها و زندگی آنها را جهت می‌‌دهند و موجب انحراف و یا خطای آنها می‌‌شوند اما اشخاصی که دارای قدرت کنترل درونی هستند خود را قادر به کنترل پیامد رفتاری خود می‌‌دانند. خود را مسئول و مقصر می‌‌دانند و لذا گرایش کمتری به خیانت نشان می‌‌دهند. اینها همان افرادی هستند که در متون دینی با عنوان تقوا پیشگان و پرهیزکاران از آن‌ها یاد می‌‌شود. تحقیقات نشان داده که روابط خارج از ازدواج، حاملگی دوره نوجوانی و رفتارهای جنسی پرخطر با کنترل بیرونی مرتبط است این افراد نگرش مثبتی بر بی بند و باری جنسی دارند. افرادی که توانایی به عقب انداختن خواسته‌های خود را ندارند و خواهان ارضای فوری آن‌ها هستند همواره تکانشی عمل می‌‌کنند یعنی تصمیم ناگهانی می‌‌گیرند و به عواقب و جوانب عمل خود فکر نمی کنند. بعضی از افراد مرتکب خیانت اینگونه هستند و آینده نگری ندارند. با بررسی دقیق به این نکته خواهیم رسید که خود شیفتگی، احساس مسئولیت کم و روان پریشی عوامل مهمی هستند که به پیش بینی خیانت کمک می‌‌کنند.7
1-5 عوامل پیش بینی کننده خیانت:
عواملی که می‌‌تواند به ما بگوید چه کسی می‌‌تواند به همسرش خیانت کند را می‌‌توان در سه گروه دسته بندی کرد: عوامل فردی، ویژگی‌های ارتباطی و فرصت‌های پیش آمده عواکل فردی شامل ویژگی‌های شخصیتی افراد، نگرش‌ها و باورهای آنها می‌‌شود که توضیحات ارائه شد. در بحث ویژگی‌های ارتباطی اغلب به نارضایتی زوج‌ها از ارتباط عاطفی و جنسی اشاره می‌‌شود مردان بیشتر از زنان به رابطه جنسی اهمیت می‌‌دهند و لذا نارضایتی مرد از رابطه جنسی می‌‌تواند خیانت وی را قابل پیش بینی کند یا اینکه او را به خیانت بکشد. اما زنان بیشتر از مردان نیازمند برقراری رابطه عاطفی هستند و لذا عدم ارضای عاطفی زن خیانت او را در آینده قابل پیش بینی می‌‌کند. فرصت‌های پیش آمده می‌‌توانند شامل دسترسی آسان به جنس مخالف به جز همسر، مسافرتها و دوری از خانواده، گمنامی و زندگی در شهری بزرگ و سوء مصرف الکل و مواد مخدر و مواردی از این قبیل باشند.
تحقیقات نشان داده است که الکلی‌ها به کرات مرتکب خیانت می‌‌شوند و شریک‌های جنسی متفاوتی را تجربه می‌‌کنند.
نارضایتی از ازدواج می‌‌تواند باعث خیانت شود اما ازدواج موفق هم تضمینی برای خیانت نیست همچنان که گفته شد یکی از پیش‌بینی کننده‌های مهم خیانت نارضایتی و ناخشنوی از زندگی زناشویی و فقدان عشق و عواطف است که این نیز می‌‌تواند یک ویژگی شخصیتی باشد کسانی که از ازدواج خود رضایت ندارند باید انتظار خیانت خود و همسر خود را نیز داشته باشند. جنسیت در بعضی از جنبه‌ها تعیین کنندگی بیشتری دارد. نارضایتی عاطفی جنسی و نارضایتی از ازدواج در هر دو جنس از عوامل ایجاد کننده خیانت هستند. به طور کلی خیانت تنها حاصل هوس‌رانی و ناشی از عوامل غیرقابل پیش‌بینی نیست، بلکه ویژگی‌های شخصیتی و زمینه‌های ارتباطی و اختلالات روان‌شناختی نیز در این امر نقش دارند. همانطور که قبلا هم گفته شد خود شیفتگی، احساس مسئولیت پایین، روان پریشی، دم دمی بودن و نگاه جنسی یا هرزه به دیگران نیز از پیش‌بینی‌کننده‌های خیانت هستند.
نیازهای ارضا نشده و انتظارات برآورده نشده ممکن است ایجاد خلا عاطفی کرده و شخصی در خارج متوجه این نیازها شده و پایه دوستی گذاشته شود. برخی تصور می‌‌کنند که خیانت تنها به ازدواج ناموفق مربوط می‌‌شود اما ازدواج موفق هم نمی‌تواند واکسنی علیه خیانت باشد. تصور بعضی این است کسانی که به اندازه کافی محبت نمی‌بینند ممکن است دست به خیانت بزنند اما عکس این هم صادق است. کسانی که به اندازه کافی محبت نمی‌کنند نیز ممکن است دست به خیانت بزنند. چرا که سرمایه‌گذاری کمتری در روابط می‌‌کنند. در صورت ارضای نیازهای عاطفی، برخی محرک‌ها یا برانگیزاننده‌های محیطی ممکن است مشوق این نوع ارتباط باشند.
محیط‌های خانوادگی، دوستی، کاری و اجتماعی که در آن‌ها روابط و نگرش‌های جنسی آزادانه‌تر پذیرفته و مقبول عموم هستند نیز می‌‌توانند خیانت را توسعه دهند. نداشتن مهارتهای رویارویی یا مهارتهای اجتماعی کافی نیز ممکن است باعث خیانت در زندگی باشد. عدم داشتن مسئولیت و تعهد نسبت به همسر و خانواده پیش بینی کننده خوب خیانت است.
تعهد تربیتی، اخلاقی، شخصیتی و اجتماعی و یا دینی و انسانی نقش عمده‌ای در زندگی مشترک بازی می‌‌کند و احتمال روابط خارج از ازدواج را کاهش می‌‌دهد. تعهد می‌‌تواند ناشی از اجبار فشارهای مالی، داشتن فرزند و یا نداشتن انتخاب‌های دیگر باشد و یا ناشی از وقف کردن خود با رضایت شخصی و بدون اجبار که نشانگر تمایل شخصی به حفظ و ارتقای زندگی مشترک و مانعی برای خیانت است. تعهد ناشی از اجبار و تعهد اختیاری می‌‌تواند به همراه هم باشند. تعهد ناشی از اجبار در زندگی ایجاد ثبات می‌‌کند و تعهد اختیاری زندگی را پرثمر می‌‌سازد.8
به رغم نگرش مثبت جهان غرب نسبت به انواع رفتارهای جنسی مثل روابط جنسی قبل از ازدواج، همجنس‌گرایی و آزادی‌های پذیرفته شده زندگی غربی اغلب مردم روابط خارج از ازدواج را نمی‌پذیرند، و این عقیده در دهه‌های گذشته تغییری نکرده است. در یک زمینه‌یابی در اروپا از پاسخ دهندگان سوال شد که به نظر آن‌ها ازدواج یعنی چه؟ اکثر آنان پاسخ دادن که ازدواج یعنی متعهد بودن و وفادار بودن به شریک زندگی. با این حال می‌‌دانیم که اعتقاد به یک عمل اخلاقی مساوی با انجام آن عمل اخلاقی نیست. نگرش‌های عمومی مردم در یک فرهنگ و جامعه در ارتکاب عمل خیانت اثر می‌‌گذارد این نگرش‌ها از طریق والدین، دوستان و هم‌سالان قابل انتقال‌اند رفتار والدین می‌‌تواند متأثر از الگوهای فرهنگی باشد. جوامعی که تغییرات فرهنگی سریع یا الگوهای فرهنگی متفاوتی دارند والدینی به بار می‌‌آورند که الگوهای خاصی برای تربیت فرزند خود ندارند والدین تحت فشار الگوهای فرهنگی هستند و آنها را از محیط پیرامون گرفته و به کودکان خود انتقال می‌‌دهند. و زمانی که کودکان نیز در کنار همسالان خود قرار می‌‌گیرند با توجه به باورها و نگرش‌های غالب در جامعه، نگرش و باورهای خاص آنان را یاد می‌‌گیرند. در صورتی که این باورها در جهت حمایت از همسر و حفظ خانواده باشند و یا چنانچه افراد را به روابط آزاد خارج از ازدواج تشویق کنند، افراد به همانگونه عمل خواهند کرد.
روابط جنسی نیز ماهیت اجتماعی دارند و به طور پیچیده ای با سایر جنبه‌های زندگی اجتماعی پیوند خورده است. روابط جنسی رفتاری اجتماعی است نه تنها به این خاطر که دو نفر در آن درگیر هستند بلکه به این دلیل که ساختار الگوهای فرهنگی در اختیار شریک جنسی، نحوه ابراز تمایلات جنسی و شرایط فعالیت جنسی اثر می‌‌گذارد. خیانت در همه فرهنگ‌ها عملی ناپسند به شمار می‌‌رود، اما واکنش فرهنگ‌های مختلف به آن متفاوت است. با اینکه خیانت به همسر در فرهنگ‌های مختلف غیرقابل قبول است اما در عمل تفاوت‌های عمده‌ی بین فرهنگی در نگرش افراد به خیانت وجود دارد. خیانت زن و مرد در قبایل ماسایی و یا سیبری امری پذیرفته شده است علاوه بر این، در درون یک فرهنگ نیز استانداردهای دوگانه‌ای برای خیانت وجود دارد در اغلب فرهنگ‌ها از جمله فرهنگ ایران خیانت مردان بیشتر پذیرفته می‌‌شود تا خیانت زنان. بعضی فرهنگ‌ها خیانت را برای هر دو جنس منع می‌‌کنند اما تنبیه شدیدتری برای زن در نظر می‌‌گیرند.9
1-6 مراحل خیانت همسر:
خیانت همسر بدان صورت نیست که بطور ناگهانی و به یک باره روی دهد. بلکه در این مراحل و شرایطی است که هرکدام زمینه ساز وقوع مرحله بعد می‌‌شود.
برای آشنایی بیشتر و اطلاع یافتن از مراحل آن، بی وفایی و خیانت به همسر را می‌‌توان در چهار مرحله به ترتیب زیر تقسیم نمود:
1-6-1 درگیری ذهنی:
در این مرحله خیانت به همسر جنبه ذهنی دارد و به صورت اشتغال فکری و در ذهن ایجاد می‌‌شود.

1-6-2 اقدام به آشنایی و ارتباط عاطفی:
در این مرحله، همسر اقدام به ارتباط عاطفی با فرد مورد نظر نموده، اما هنوز اثرات محسوسی در زندگی‌اش به وجود نیاورده و کسی هم از این موضوع مطلع نشده است.
1-6-3 عمیق شدن روابط عاطفی و ایجاد ارتباط جنسی:
در این مرحله ارتباط جنسی نیز ایجاد شده و فرد اقدام کننده اوقات بیشتری را برای آن اختصاص می‌‌دهد. و همسرش و اعضای خانواده و بعضی نزدیکان متوجه موارد مشکوک می‌‌گردند.
1-6-4 شدت ارتباط و مطلع شدن همسر:
در این مرحله روابط خیلی پیشرفته‌تر شده، به نحوی که همسر و دیگران از آن بطور کامل مطلع می‌شوند.10
1-7 واکنش‌های مرد و زن پس از آشکار شدن خیانت:
1-7-1 واکنش های فرد خیانت شونده:
از نظر تاریخی و تکاملی زن و مرد با چالش‌های متفاوتی برای بقا مواجه بوده‌اند. زنان به دنبال همسری می‌‌گردند که از نظر عاطفی و تأمین معاش، آن‌ها را ارضا کند تا بتوانند برای بقای نسل به تربیت و حفظ فرزندان بپردازند. مردان نیز به دلیل توانایی تولید مثل زیاد به دنبال همسری می‌گردند که توانایی تولید مثل داشته و از نظر روابط جنسی ارضا کننده باشد. لذا موارد مذکور در واکنش زن و مرد به خیانت نقش بسزایی دارند و نوع واکنش آن‌ها را متفاوت می‌‌سازند. پژوهش‌های متعدد در فرهنگ‌های مختلف نشان می‌‌دهد که مردان به دنبال خیانت جنسی همسرشان به شدت دچار آشفتگی روانی می‌شوند و واکنش شدیدتری نسبت به زنان نشان می‌دهند زنان پس از فهمیدن خیانت همسر سعی می‌‌کنند رابطه زناشویی خود را از نو ترمیم کنند و آن را حفظ نمایند، در حالی که مردان به خاتمه رابطه زناشویی تمایل داشته و به دنبال جانشین می‌گردند. برخی از زنان به افسردگی روی می‌‌آورند و زانوی غم در بغل می‌‌گیرند، در حالی که مردان با خشم و عصبانیت رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالی می‌‌کنند. زنان در مورد اهمیت رابطه نامشروع همسر خود مبالغه می‌‌کنند و بهبودی وضع روحی آن‌ها مدت بیشتری طول می‌‌کشد. در مقابل، مردان رنج روحی خود را به مقولات جداگانه‌ای دسته بندی کرده، خیلی زود عنان زندگی خود را به دست می‌‌گیرند. زنان رابطه نامشروع همسر را به بی لیاقتی و عدم جذابیت جنسی خود نسبت می‌‌دهند، در حالی که مردان به عدم کفایت جنسی خود نسبت می‌‌دهند. به طور خلاصه در بیشتر موارد واکنش‌های مردان به خیانت همسر عبارتند از:
1- قطع رابطه زناشویی
2- انتقام گرفتن
3- یافتن معشوقه دیگر برای خود
در حالی که واکنش های زنان نسبت به خیانت عمدتاً عبارتند از:
1- بحث و گفتگو در مورد بی وفایی
2- مواجه کردن همسر با مسئله خیانت و صحبت با او
3- کار بر روی بهبود رابطه فعلی و بازسازی آن
4- بخشیدن همسر
5- انکار خیانت
6- ناامیدی و پریشانی
7- احساس ناامنی و تردید نسبت به خود
8- کاهش عزت نفس
در هرحال پس از آشکار شدن، همسر خیانت کننده در وضعیت دوم واکنش‌های متفاوتی نشان خواهد داد
البته در بخش‌های گذشته به‌ این مطلب اشاره شد که ساختار خیانت به همسر با دروغ و بی‌صداقتی شکل می‌‌گیرد. آنها در حین انجام اعمال و رفتار مرتبط با چنین امری نیز از خود شواهد و مدارکی بر جا می‌‌گذارند که همسر متوجه آن می‌‌گردد و با مطرح کردن آنها فرد خیانت کننده همچنان بر انکارها و نپذیرفتن شواهد و دلایل موجود می‌‌پردازد و گاهی این گونه انکار کردن‌ها حالت و وضعیتی خیلی سطحی و کودکانه به خود می‌‌گیرد چنین رویکردی یکی از شیوه‌های مخرب پس از آشکار شدن است، که بطور معمول حاصلی را به همراه ندارد و مشکلات موجود را هم چنان تداوم می‌‌دهد. البته پس از مدتی این انکار کردن‌ها به پایان می‌‌رسند و همسر به تدریج خیانت صورت گرفته را می‌‌پذیرد و به دو صورت و واکنش‌های بعدی که ذکر خواهد شد، عکس‌العمل نشان خواهد داد.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید